تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغيبة ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
وأمّا ندامة قوم قد شكّوا في دين اللّه على ما وصلونا به ، فقد أقلنا من استقال ولا حاجة لنا في صلة الشّاكين . وأمّا علّة ما وقع من الغيبة فإنّ اللّه - عزّ وجلّ - يقول :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ
إنّه لم يكن أحد من آبائي إلّا وقد وقعت في عنقه بيعة لطاغية زمانه ، وإنّي أخرج حين أخرج ولا بيعة لأحد من الطّواغيت في عنقي . وأمّا وجه الانتفاع في غيبتي فكالإنتفاع بالشّمس إذا غيّبتها عن الأبصار السّحاب وإنّي لأمان أهل الأرض كما أنّ النّجوم أمان لأهل السّمآء ، فاغلقوا [ أبواب ] السّؤال عمّا لا يعنيكم
شرح
امّا ندامت وپشيمانى عدّه‌اى كه در دين خدا شكّ كرده‌اند واين‌كه آنچه را به ما رسانده‌اند [ در حقانيت ما مشكوك هستند ] اگر آن‌ها مىخواهند اقاله كنند ، ما هم اقاله « 1 » مىكنيم ونيازى به صله افراد مردّد نداريم . امّا علّت آنچه كه از غيبت واقع شده است ؛ پس خداوند تبارك وتعالى مىفرمايد : « اى كساني كه ايمان آورده‌ايد از أموري كه اگر براي شما ظاهر شود بدتان مىآيد سؤال نكنيد . » « 2 » هيچ‌كدام از پدران من نبوده‌اند مگر اين‌كه در گردنشان بيعت طاغوت زمانشان بوده است [ به جهت اين‌كه ايشان مأمور به تقيّه بوده‌اند ] . ولى من وقتي قيام كنم ، بيعت هيچ‌يك از طواغيت به عهده‌ام نيست . وامّا چگونگى استفاده وفيض بردن از وجودم در زمان غيبت ، نظير انتفاع واستفاده بردن از خورشيد است زماني كه به وسيله ابرها از چشم‌ها غايب مىشود . من أمان أهل زمين هستم ، همچنان‌كه ستارگان ، أمان أهل آسمان هستند ، پس درهاى سؤال را از
هامش
( 1 ) . اقاله عبارت است از اين‌كه در معامله‌اى ويا عقد لازمى ، يك‌طرف تقاضا كند كه معامله را به‌هم بزنند وطرف ديگر هم قبول نمايد . كسى كه تقاضا را مطرح كرده مستقيل وكسى كه آن را قبول نموده مقيل است . اقاله در تمامى عقود لازم به جز نكاح وضمانت ، جريان دارد ؛ ولى خود اقاله قابل فسخ نيست . بنابراين در صله هم جريان دارد . ( 2 ) . سوره مائده / آية 101 .