وإن قلتم : إنّ التكليف لا يسقط ، صرّحتم بتكليف ما لا يطاق ، وإيجاب العمل بما لا طريق إليه .
قلنا : قد أجبنا عن هذا السؤال في التلخيص مستوفى ، وجملته إنّ اللّه تعالى لو علم أنّ النقل ببعض الشرع المفروض ينقطع في حال يكون تقيّة الإمام فيها مستمرّة ، وخوفه من الأعداء باقيا ، لأسقط ذلك عمن لا طريق له إليه ، فإذا علمنا بالإجماع أنّ تكليف الشرع مستمرّ ثابت على جميع الأمّة إلى قيام الساعة ، علمنا عند ذلك أنّه لو اتّفق انقطاع النقل بشيء من الشرع لما كان ذلك إلّا في حال يتمكّن فيها الإمام عليه السّلام من الظهور والبروز والإعلام والإنذار .
شرح
3 - واگر بگوييد : تكليف ساقط نمىشود ؛ در اين صورت صراحتا تكليف غير مقدور نموده وعملي را واجب كردهايد كه راهى براي رسيدن آن وجود ندارد . [ يعنى تكليفي به عهده مردم گذاشتهايد كه انجام آن از توان آنها خارج است . ]
پاسخ : ما در كتاب تلخيص مفصّلا جواب اين سؤال را بيان كردهايم كه خلاصه آن به اين ترتيب است : اگر خداوند تبارك وتعالى بداند كه امام در زماني طولانى مجبور به تقيّه بوده وترس از كشته شدن ايشان توسط دشمنانشان كماكان وجود دارد وطبق آنچه كه در فرض سؤال آمد ، نقل برخى از دستورهاى شرع مقدّس قطع شود ، آن دسته از احكام وتكاليف [ كه دچار كتمان ويا دستكارى عمدى يا سهوى شدهاند ] از عهده كساني كه راهى براي رسيدن به آن ندارند برداشته مىشود .
از طرفي وقتي كه به وسيله اجماع امّت دانستيم كه دستورهاى ديني بر تمام آحاد امّت تا روز قيامت مستمرا ثابت است وتغيير نمىكند ، خواهيم دانست كه اگر نقل بخشي از دستورهاى شرع مقدّس [ به هر دليل ] قطع شود وبه دست ما نرسد ، اين اتفاق در زماني خواهد بود كه امام بتواند ظهور كرده وحقّ را اعلام نموده ومردم را از نافرمانى خداوند بترساند .