تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغيبة ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
لأنّه ليس كلّ المنع أن يحول بينهم وبينه بالعجز أو بتقويته بالملائكة ، لأنّه لا يمتنع أن يفرض في تقويته بذلك مفسدة في الدّين فلا يحسن من اللّه تعالى فعله ، ولو خاليا من وجوه الفساد وعلم اللّه تعالى أنّه تقتضيه المصلحة لقوّاه بالملائكة ، وحال بينهم وبينه ، فلمّا لم يفعل ذلك مع ثبوت حكمته ووجوب إزاحة علّة المكلّفين ، علمنا أنّه لم يتعلّق به مصلحة بل مفسدة . وكذلك نقول في الإمام عليه السّلام : إنّ اللّه تعالى منع من قتله بأمره بالاستتار والغيبة ، ولو علم أنّ المصلحة تتعلّق بتقويته بالملائكة لفعل ، فلمّا لم يفعل مع ثبوت حكمته ووجوه إزاحة علّة المكلّفين في التكليف ، علمنا أنّه لم يتعلّق به مصلحة ، بل ربما كان فيه مفسدة .
شرح
هميشه به اين صورت نيست كه به وسيله عجز وناتوانى دشمن ويا به كمك ملائكة مانع از آزار ديدن پيامبر شود . زيرا اگر همواره به اين ترتيب جان أو را حفظ كند ، ممكن است مفسده‌اى در دين به وجود بيايد ، بنابراين انجام اين كار [ كه با وسايل غيرعادى جان پيامبرش را حفظ كند ] در تمام حالات وپيشامدها وهمه موارد خطر ، از خداوند شايسته نيست . لذا چنانچه اين عمل مفسده‌اى در دين نداشته باشد ، وخداوند تبارك وتعالى بداند كه مصلحت اقتضا مىكند ، حتما پيامبرش را به وسيله ملائكة تقويت كرده وبين ايشان ودشمنانش فاصله مىاندازد . واگر اين امر را انجام نداد ، با توجّه به اين‌كه حكمت خدا ثابت شده [ كه خداوند عملش مطابق با حكمت عاليه است وهر كارى را به مقتضاى حكمت انجام مىدهد ] ونيز ثابت شده كه بر خداوند لازم است تا موانع انجام تكليف توسط مكلفين را بردارد ، خواهيم دانست كه حفظ جان پيامبر در آن مقطع وبه آن روش مصلحت نبوده ، بلكه مفسده‌اى داشته است . به همين ترتيب در مورد امام عليه السّلام هم مىگوييم : خداوند تبارك وتعالى با امر به اختفا وغيبت امام ، از كشته شدن حضرت جلوگيرى كرده است ، واگر مىدانست كه مصلحت در تقويت ايشان به وسيله ملائكة است ، اين كار را حتما انجام مىداد ، حال كه خداوند چنين نكرده ، با توجّه به ثبوت حكمت ولزوم رفع مانع از تكليف مكلفين خواهيم دانست كه اين كار به مصلحت نبوده وچه‌بسا در آن مفسده‌اى هم وجود داشته است .
الغيبة ( فارسي ) — صفحة 207 | الشيخ الطوسي / عزيزى