فرمان روبيل عمل كردند و هنگامى كه بادى زرد رنگ با صدايى مهيب و رعد و برق فراوان به سويشان آمد آنها به مانند بزغالههايى كه براى شير خوردن به زير سينه مادرشان پناه مىبرند همگى دست بسوى آسمان برداشته و پيوسته به مناجات مشغول گشتند در اين حال خداوند به جبرئيل وحى فرستاد كه من توبه آنها را پذيرفتم و ضمنا به عهد خويش نيز وفا كردم چون بندهام يونس از من خواسته بود عذابى سخت را بر قومش نازل گردانم . اسرافيل مىگويد : عذاب خداوند تا نزديك شانههاى قوم يونس نيز رسيده بود ! اما بارى تعالى مرا مامور ساخت تا مسير آن را بسوى چشمهها و مسيلهايى منتهى به كوههاى بلند تغيير دهم امام باقر ( ع ) مىفرمايند : عذاب قوم يونس بر كوههاى ناحيه موصل فرود آمد . هنگامى كه روبيل مليخاى عابد را ديد از وى پرسيد آيا نظر تو درستتر بود يا رأى من ؟ مليخا گفت :
اكنون دريافتم كه حكمت و راى تو بر عبادت و زهد و نظر من برترى داشته است و حكمت و دانشى كه همراه تقوى و صلاحيت باشد بسيار كار آمدتر از عبادتى است كه با درك و توجه همراه نيست مىگويند آن دو از آن به بعد در ميان قوم يونس با صفا و صميميت به زندگى ادامه دادند و اما يونس خشمگين از حادثهاى كه اتفاق افتاده بسوى ساحل دريا حركت كرد .
فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ
[ 1 ] [ 2 ] مردم آن سرزمين به يونس ايمان آوردند و ما ايشان را تا روزى كه در قيد حيات بودند از نعمتهاى خود برخوردار ساختيم » .
« ابو عبيده » از امام باقر ( ع ) پرسيد : مدت غيبت يونس تا زمان ايمان مجدد مردم به او چه مقدار بدرازا كشيد ؟ حضرت فرمودند : چهار هفته ، يك هفته آن زمانى بود كه او از شهرش تا كنار ساحل طى كرد و همين مقدار راه را نيز در هنگام بازگشت در نورديد آنگاه ابو عبيده پرسيد آيا اين مدت به مانند هفته و ماههاى معمول دنيوى بود و يا فقط ساعاتى چند به طول انجاميد ؟ حضرت در پاسخ فرمودند عذاب قرار بود روز چهارشنبه بر قوم يونس نازل گردد و همانروز نيز خداوند از آنها درگذشت و يونس روز پنج شنبه با حالت خشم از ميان مردمش بيرون رفت فاصله شهر تا ساحل
هامش
[ 1 ] سورهء صافات - آيهء 148 .
[ 2 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 129 .