همسر عزيز را محرك اصلى اين حادثه مىداند
هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي
،
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ
[ 1 ] و نيز آيات ديگرى كه هر يك به نوبه خويش دليلى هستند بر سلامت نفس و عفت و پاكدامنى او . اعتراف همسر عزيز نيز بينهاى روشن است آنجا كه خطاب به زنان دربارى يوسف را پاك و معصوم مىداند و يا هنگاميكه از حقانيت و صداقت او سخن مىگويد :
وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ
،
الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ
همچنين اعتراف عزيز مصر نيز شنيدنى است زيرا كه او از كيد و حيله زنان پرده برمىدارد
إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ ، إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ
،
يُوسُفُ ، أَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ
شهود ديگرى نيز در اين جريان دخالت داشتهاند از آن جمله كودكى كه در گهواره به طرفدارى از يوسف لب به سخن گشود
شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ . . .
و اما بزرگترين شاهد خود خداوند است كه مىفرمايد :
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
خداوند در اين آيه چهار بار بر پاكى و طهارت يوسف گواهى مىدهد : 1 -
لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ
و لام در اينجا براى تاكيد و مبالغه بيان شده است .
2 - « الفحشاء » يعنى تهمت زنا را از او بر طرف نموديم . 3 - « من عبادنا » و خداوند بندگان خود را كسانى مىداند كه بر روى زمين خاشع و فروتن هستند
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً ، وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
. 4 - « المخلصين » اين واژه به دو شكل قرائت شده است بعضى آن را به صيغه اسم فاعل خواندهاند « مخلص » به معناى كسى كه با اخلاص كامل به عبادت و فرمانبردارى خداوند مشغول است و گروهى نيز آن را به صيغه اسم مفعول ضبط كردهاند « مخلص » يعنى كسى كه اخلاص سراسر وجود او را فرا گرفته و خداوند او را براى خود خالص گردانيده است و به هر شكلى كه بيان شده باشد بيانگر پاكى و طهارت وجودى آنحضرت است و درباره شهادت و اقرار ابليس بايد به اين آيه از زبان او اشاره كرد
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ، إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
ملاحظه مىگردد
هامش
[ 1 ] سورهء يوسف - آيهء 33 .