كه متن آيه به عدم راهيابى شيطان در درون انسانهاى مخلص و با اراده اشاره دارد و چون يوسف خود از مخلصين بود بنابراين مىبايست ابليس را نيز از جمله شهود اين حادثه به شمار آورد .
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
بنابراين با ادله مطرح شده جاى هيچ شبههاى باقى نخواهد ماند كه دامان كبريايى يوسف از هر گونه آلودگى بدور است و حتى پيروان ابليس نيز نمىتوانند به ادعاى خويش مبنى بر معصيت يوسف پافشارى نمايند مگر آنكه خود را در سفاهت و پستى از شيطان نيز بدتر بدانند ! همچنانكه « حرورى » ضمن ابياتى به اين نكته اشاره كرده است :
و كنت فتى من جند ابليس فارتقى * بى الأمر حتى صار ابليس من جندى
فلومات قبلى كنت احسن بعده * طرائق فسق ليس يحسنها بعدى
زمانى من يكى از شاگردان شيطان بودم اما گذشت زمان آنچنان مهارتى را در من ايجاد كرد كه ابليس را به زير لواى خويش كشاندم و اكنون اگر او قبل از من به درك و اصل شود باكى نيست ، چرا كه تمام راههاى فساد و هرزگى را بهتر از هر كس ديگرى بازشناختهام .
در كنار تمام استدلالات بيان شده بايد گفت در ادامه آيه مربوط به شبهه مواقعه جمله شرطيهاى بيان شده است و در حقيقت جواب « لولاى شرطيه » يعنى « هم بها » به آن مقدم داشته شده است
وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ »
يعنى در صورتى كه برهان پروردگار خويش راى نديده بود قصد او مىكرد پس حال كه برهان الهى بر او تجلى يافت از آهنگ بسوى همسر عزيز خوددارى ورزيد و نمونه اين جملات در زبان عربى بسيار است مانند اين جمله « قد كنت من الهالكين ، لو لا اخلصك » تحقيقا در زمره هلاكت شدگان بودى اگر موجبات رهايىات را فراهم نمىساختم مىبينيم كه در اينجا جواب « لولاى شرطيه » يعنى جمله « قد كنت . . . » بر آن مقدم گشته است .
ب - بخش دوم : جمله « هم بها » را نمىتوان حمل بر ظاهر نموده و آن را تحت اللفظى معنا نمود بلكه براى آن وجوهى خاص وجود دارد كه ذيلًا بدانها اشاره خواهد شد :
1 - « هم » به معناى قصد و آهنگ كسى را نمودن ، مىباشد و سزاوار است كه هر كس را قاصد امرى بدانيم كه مطابق با شأن و جايگاه اوست و در اين مورد خاص