تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
حرامى منزه مىدانند چرا كه اصولًا انبياء داراى مقام عصمت مىباشند . دلايلى كه گروه دوم براى اثبات پاكى يوسف به كار گرفته‌اند در چند مورد خلاصه مىگردد : 1 - زنا و خيانت در امانت از معاصى بزرگ مىباشد چرا كه پاسخ احسان و نيكى را با ارتكاب اعمال ناشايست دادن چيزى جز فضاحت و خوارى به همراه نخواهد داشت و ننگ دائم از ثمرات در غلطيدن به چنين گناهى است از طرفى در نظر بگيريد كودكى به نحو شايسته‌اى در دامان خانواده‌اى نشو و نما نمايد و سپس با پشت پا زدن به منعم و مولاى خويش مرتكب زشت‌ترين و وقيحانه‌ترين اعمال شود . اگر اين كارها از فاسدترين انسانها سر زند مسلما تمام انسانها مىبايست از او رويگردان شوند پس چگونه است كه اين گونه فجايع به پيامبرى نسبت داده مىشود كه صاحب معجزات متنابهى است در كنار اينها مىبينيم كه خداوند نيز يوسف را از ارتكاب اعمال زشت منزه مىشمارد
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ
[ 1 ] 2 - اگر به فرض محال بپذيريم كه آيه مذكور ( آيه 24 سوره يوسف ) از يوسف رفع تهمت و معصيت نمىنمايد پس دنباله اين آيه را چگونه تفسير خواهيم نمود .
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
چطور ممكن است خداوند تعالى ابتدا بنده‌اش را بخاطر ارتكاب معصيت مورد شماتت قرار دهد اما در ادامه او را مدح و ثنا گويد مسلما چنين كارى در شأن پروردگار بىهمتا نمىباشد . 3 - اگر چنانچه از پيامبرى ترك اولى و لغزشى سر زند از روى ندامت به توبه و استغفار روى خواهند آورد . و اگر چنين اتفاقى در مورد يوسف مصداق واقعى داشت حتما بمانند ساير وقايع از آن ياد مىگشت و چون پيرامون تو به او صحبتى به ميان نيامده است بنابراين بايد يقين حاصل كرد كه دست او به گناه آلوده نگشته است . 4 - اين حادثه يعنى شبهه مواقعه با همسر عزيز داراى شهودى چند است كه هر يك به نوبه خويش به برائت يوسف رأى داده‌اند . حتى ابليس نيز به پاكى يوسف اقرار نموده است . اولًا خود يوسف نفس خود را از هر گونه آلودگى مبرا دانسته و
هامش
[ 1 ] سورهء يوسف - آيهء 24 .