خواهد نمود . [ 1 ] محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) پرسيد : يعقوب در مصر چند سال را همراه يوسف سپرى كرد ؟ حضرت پاسخ دادند : او دو سال در كنار يوسف زندگى كرد .
جنازه يعقوب توسط فرزندش به بيت المقدس منتقل شده و در آنجا به خاك سپرده شد . [ 2 ] از امام باقر ( ع ) در تفسير آيه
إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ
آمده است :
هنگاميكه خواهر يعقوب با تهمت دزديدن كمربند اسحاق توسط يوسف موفق شد كه مدتى بيشتر برادر زادهاش را بخاطر علاقه مفرطى كه به او داشت به عنوان غلام نزد خويش نگهدارد ، به يعقوب قول داد كه او را به فروش نرساند و باعث ترس و وحشت او نگردد .
روايت شده است هنگاميكه يوسف به آن زندانى در شرف آزادى گفت كه سفارش او را نزد پادشاه فراموش نكند
اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ
جبرئيل بر او نازل گشته و بر پاى او كوبيد . آنگاه كرمى را كه در زير سنگى در اعماق هفتمين طبقه زمين زندگى مىكرد به او نشان داده و از او پرسيد : فكر مىكنى روزى رسان اين كرم چه كسى باشد ؟ يوسف پاسخ داد : تحقيقا پروردگار يگانه است آن گاه جبرئيل به او گفت خداوند كرمى را در اعماق زمين از روزى و محبت خويش محروم نمىسازد چگونه ترا به حال خود رها خواهد ساخت تو اينك بخاطر آنكه به بندهاى ضعيف متوسل گشتهاى مىبايست مدت هفت سال ديگر را در زندان بگذرانى يوسف از مجازات الهى آنقدر گريست كه زندانيان ديگر از ناله او معذب بودند بدين خاطر با او به توافق رسيدند كه روزى را بگريه سپرى سازد و روز ديگر را بخاطر آرامش زندانيان شكيبائى پيشه سازد . [ 3 ] « هشام بن صالح » از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه آدم ، داود و يوسف هر سه از بكائين هستند ، گريه آدم از فراق بهشت برين بود و ناله او اهل آسمانها را به فغان
هامش
[ 1 ] عراش - ص 79 و بحار - ج 12 - ص 293 .
[ 2 ] بحار - ج 12 - ص 295 و تفسير عياشى - ج 2 - ص 198 .
[ 3 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 177 .