همچنين در تفسير آيه
عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ *
[ 1 ] آمده است : بزرگترين لذتهاى بهشتى همين پديده است كه دوستان صميمى انسان در كنار يكديگر در بهشت برين نشستهاند و به هر كدام از آنها تختى اختصاص يافته است . [ 2 ] و « متنبى » شاعر معروف عرب در اين باره چنين سروده است :
لو لا مفارقة الأحباب ما وجدت * لها المنايا الى ارواحنا سبلا
( اگر دورى دوستان مخلص و صميمى نمىبود هرگز مرگ را بسوى جانهاى ما راهى نبود . ) « اسماعيل بن فضل » از امام باقر ( ع ) پيرامون آيات
يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ . قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي
[ 3 ] و
تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ . قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
[ 4 ] و استغفار برادران يوسف از او و نيز عفو و عذرخواهى آنها از پدرشان سؤال نمود و از امام ( ع ) توضيح خواست كه چرا يعقوب بر خلاف يوسف پذيرش استغفار آنها را به تأخير انداخت ؟ امام در پاسخ فضل فرمودند : اصولًا قلب جوان از رقت و انعطاف بيشترى برخوردار است از طرفى يعقوب مىدانست كه فرزندانش در مورد خود او بطور مستقيم مرتكب جنايتى نشدهاند بلكه اين يوسف است كه هدف تهاجم و ظلم آنها واقع شده و در حقيقت او مىبايست به نيابت از ديگرى به قضاوت نشيند و به همين جهت پذيرش توبه آنها را به وقت سحر روز جمعه موكول نمود . [ 5 ] امام باقر ( ع ) فرمودند : هنگاميكه يوسف به عزيزى مصر رسيده بود روزى زليخا به دربار او آمد اما ملازمان از ورود او ممانعت مىكنند زيرا مىپنداشتند ممكن است باعث آزردگى خاطر يوسف شود . اما زليخا گفت من از كسى كه خوف خداوند در دلش جايگزين گشته است هيچگونه ترسى را به خود راه نخواهم داد . هنگاميكه يوسف با او مواجه گشت از وى خواست كه توضيح دهد چگونه خود را به آن فضاحت و خوارى كشاند ؟ زليخا پاسخ داد : زيبايى منحصر به فرد تو محرك اصلى من بود .
هامش
[ 1 ] سورهء حجر - آيهء 47 و سورهء صافات - آيهء 44 .
[ 2 ] مجمع البيان - مجلد 4 - ج 14 - ص 30 .
[ 3 ] سورهء يوسف - آيهء 97 و 98 .
[ 4 ] سورهء يوسف - آيهء 91 و 92 .
[ 5 ] علل الشرايع - ص 54 .