تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
همسرش گفت : غلام تو مرا در ميان مردم به فضاحت كشانده است يا اجازه بده كه در ميان مردم لب به عذر خواهى بگشايد يا اينكه او را به مانند من كه در خانه محبوسم به زندان انداز . [ 1 ] در پاره‌اى از روايات آمده است : برادران يوسف كه او را برهنه كرده بودند با سطلى به داخل چاه انداخته و از ميان چاه طناب را رها كردند اما او داخل آبى زلال سقوط كرد و سپس به صخره‌اى كه از آب سر بيرون آورده بود پناه جست . در آن روز يهودا دور از چشم برادرانش از يوسف سركشى كرده و برايش آب و غذا فراهم نمود . در علل الشرايع آمده است كه گفته يعقوب به فرزندانش در مورد بنيامين كه فرمود
هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَما أَمِنْتُكُمْ عَلى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ
[ 2 ] بمانند همان ضرب المثل معروف از زبان پيامبر ( ص ) است كه فرمودند : « لا يلدغ المؤمن من حجر مرتين » مومن از يك سوراخ دوبار گزيده نمىشود ، اما با اينحال او در مورد بنيامين خود را تسليم محض خداوند دانست و فرزندش را بدانها سپرده و گفت
فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً
[ 3 ] و متعاقب آن فرزندش را بر سرير پادشاهى در كنار يوسف ديد و خود و خانواده‌اش نيز بعد از مدتى كوتاه بدانها ملحق گرديدند . همچنين پيرامون تاسف يعقوب از دورى يوسف بايد گفت منظور او بيان سوز و سختى فراقى بزرگتر يعنى دورى از پروردگار مىباشد
يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ
[ 4 ] همچنانكه امام صادق ( ع ) در تفسير آيه
وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ
[ 5 ] مىفرمايند : منظور همان فراق و دورى از دوستان در اين دنيا مىباشد تا خود روزنه‌اى باشد براى بيان فراقى بزرگتر كه آن دورى از مولى و آفريدگار تعالى است . [ 6 ] و امير المؤمنين ( ع ) مىفرمايند : اگر ترس از روز قيامت و دورى از دوستان صميمى در دنيا نبود تحقيقا مرگ خويش را از خداوند آرزو مىكرديم .
هامش
[ 1 ] مجمع البيان - مجلد 3 - ج 5 - ص 353 . [ 2 ] سورهء يوسف - آيهء 64 . [ 3 ] سورهء يوسف - آيهء 64 . [ 4 ] سورهء يوسف - آيهء 84 . [ 5 ] سورهء سجده ، آيهء 21 . [ 6 ] علل الشرايع - ص 50 .