است ؟ آنحضرت در پاسخ فرمودند : هنگاميكه ابراهيم در آتش افكنده شد جبرئيل پيراهنى بهشتى را براى او به ارمغان آورد تا از گزند آتش در امان باشد سپس آن پيراهن در داخل گردن آويزى به جهت در امان ماندن از بلايا ، بر گردن اسحاق و يعقوب و سپس يوسف آويزان بود و آنگاه كه يوسف آن پيراهن را خارج ساخت بوى آن در فضا منتشر گشته و باعث شد تا يعقوب رايحه وجود يوسف را حس نمايد .
إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ
[ 1 ] مفضل گويد : از امام صادق ( ع ) پرسيدم آن پيراهن اكنون به چه سرنوشتى مبتلا گشته است ؟ امام صادق ( ع ) فرمودند : آن پيراهن بهشتى به اهل خويش بازگشته است و هم اكنون در نزد ما اهل بيت است . [ 2 ] مرحوم طبرسى گويد : از ميان برادران يوسف يهودا متكفل انتقال پيراهن يوسف به كنعان شد او پيراهن آغشته به خون برادرش را از فرط خوشحالى در مدتى كوتاه به يعقوب رسانيد تا ديدهاش روشن گردد ، مىگويند مسافت ميان مصر و كنعان هشتاد فرسخ بود و يهودا تمام هفت تكه نانى را كه با خود به همراه داشت به مصرف كامل نرسانيد ! گروهى مانند ابن عباس عقيده دارند كه باد حامل پيراهن يوسف به كنعان بود و در پارهاى از داستانها آمده است كه باد صبا به اذن خداوند و قبل از آنكه بشرى پيغام زنده بودن يوسف را به پدر ابلاغ نمايد توانست رايحهء دل انگيز او را به مشام يعقوب رساند و بيشتر شعراء به باد صبا تمثل جستهاند و آن باد را باعث بهجت و سرور هر محزونى دانستهاند . [ 3 ]
هامش
[ 1 ] سورهء يوسف - آيهء 94 .
[ 2 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 353 و علل الشرايع - ص 53 .
[ 3 ] مجمع البيان - مجلد 3 - ج 5 - ص 401 ابو صخر هزلى گويد : اذا قلت هذا حين اسلويهيجنى نسيم الصبا من حيث يطلع الفجر و شاعرى ديگر گويد :فان الصبا ريح اذا ما تنسمت * على نفس مهموم تجلت همومهايعنى نسيم صبا كه از شرق مىوزد اندوه مرا زايل مىگرداند - نسيم صبا همان بادى است كه وقتى بر جان محزونى وزيد تمام اندوه و غم او را از بين خواهد برد . نسيم صبا يكى از بادهاى چهارگانه است كه از ناحيه استوايى و شرق شروع به وزيدن مىكند و هنگاميكه انسان در جهت قبله ايستاده است آن باد از پشت بر او خواهد وزيد و نقطه مقابل آن باد دبور مىباشد . صحاح جوهرى - ج 4 - ص 2398 و من لا يحضره الفقيه - ج .