تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
در توضيح آيهء
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ
[ 1 ] فرموده‌اند : هر گنهكارى جاهل و نادان است چرا كه او در مقام ارتكاب گناه بمانند نادانان خود را به مخاطره و سختى انداخته است . « على بن ابراهيم قمى » در تفسيرش مىگويد : هنگاميكه يكى از آن دو زندانى در شرف آزادى بود يوسف كه در تعبير خواب او چنين روزى را پيش بينى كرده بود از وى خواست تا نزد عزيز مصر او را نيز ياد نمايد ، شايد وسيله استخلاصش بگونه‌اى فراهم گردد
وَ قالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ
[ 2 ] و بدينگونه از توكل مطلق بر خداوند فاصله گرفت در اين حالت به او وحى فرستاده شد كه آيا ما نبوديم كه به تو تعبير خواب آموختيم ؟ آيا ما نبوديم كه ترا مورد محبت پدرت قرار داديم ؟ آيا ما نبوديم كه كاروان مصريان را به طرف چاه هدايت كرديم ؟ آيا ما نبوديم كه ترا دعاى فرج و خلاصى از درون چاه آموختيم ؟ و آيا اين ما نبوديم كه آن كودك در گهواره را به طرفدارى از تو به سخن واداشتيم ؟ پس چگونه است كه از غير ما استعانت مىجويى و بنده‌اى را كه خود مدتى زندانى بوده است واسطه نجات خويش مىگردانى ؟ ! يوسف كه به اشتباه خويش پى برده بود گفت : خداوندا به آن حقى كه پدرانم در درگاه تو دارند موجبات رهايى مرا از زندان فراهم ساز . خداوند به او وحى فرستاد : اى يوسف پدرانت چه حقى بر من دارند اگر منظورت آدم است كه من او را به نفخه خويش آفريدم و در بهشت خود به او منزلتى بخشيدم اما وى در عوض به درخت منع شده نزديك گشته و معصيت مرا نمود تا بالاخره با قبول توبه‌اش از او درگذشتيم و اگر منظور تو نوح مىباشد بدان كه او را از ميان بندگانم به پيامبرى برگزيدم و با دعايش تمام خلق را به غير از خودش و تعدادى از همراهانش ، غرق نمودم و اگر جدت ابراهيم را مد نظر دارى بدان كه او را خليل خويش گردانيدم و آتش نمرود را بر او سرد و مبارك كردم و اگر منظور تو پدرت يعقوب است بهتر است كه بدانى به دو دوازده پسر عطا نمودم اما هنگاميكه تنها يكى از آنها براى مدتى از كنارش دور گشت آنقدر گريست كه بينايىاش رو به كاستى
هامش
[ 1 ] سورهء نساء - آيهء 17 . [ 2 ] سورهء يوسف - آيهء 42 .