آنها بخاطر اشتباهات گذشته درگذرد يوسف نيز از سرزنش و توبيخ برادرانش چشم پوشى كرد و از آنها خواست تا هر چه سريعتر پيراهن او را به كنعان برده و بر روى يعقوب اندازند تا ديدگانش بار ديگر بينا گردد .
هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ . قالُوا أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ . قالَ : أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا
[ 1 ] [ 2 ] در روايات آمده است آنگاه كه پيغام رسان نامه يعقوب را به عزيز مصر رسانيد يعقوب دست به دعا برداشته و گفت : « يا حسن الصحبة ، يا كريم المعونة و خير إله ، اتينى بروح منك و فرج من عندك در اين موقع جبرئيل بر آنحضرت نازل گشته و دعايى را به او آموخت تا از پس قرائت آن ديدگانش بينا گشته و فرزندانش به او بازگردند آن دعا اين گونه بود : « يا من لم يعلم احد كيف هو الا هو يا من سد الهواء و كبس الارض على الماء و اختار لنفسه احسن الاسماء اتينى بروح منك و فرج من عندك هنوز سپيده صبح كاملا ندميده بود كه پيراهن يوسف به نزد يعقوب آورده شد تا با افكندن بر ديدگانش بينائى خويش را باز يابد . [ 3 ] گفتهاند دليل شناسايى يوسف توسط برادرانش بدانجهت بود كه او تبسمى نمود و دندانهاى همچو مرواريدش كه به طرز منظمى در كنار يكديگر قرار گرفته بود آشكار گشت چون يوسف نيز دندانهايى اين گونه داشت آنها از همين طريق پى بردند كه او همان يوسف است . بعضى نيز گفتهاند وقتى يوسف تاج را از سر خويش برداشت مورد شناسايى برادرانش قرار گرفت .
امام صادق ( ع ) در تفسير آيه
هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ
مىفرمايند : هر گناهى كه بنده مرتكب آن مىگردد هر چند بر آن آگاهى و اشراف داشته باشد باز در حكم جاهل خواهد بود چرا كه در مقام ارتكاب خود را به مخاطره انداخته و معصيت خالق را روا دانسته است . [ 4 ] همچنين جمعى از مفسرين
هامش
[ 1 ] سورهء يوسف - آيهء 89 الى 92 .
[ 2 ] حاشيه بحار - ج 12 - ص 245 .
[ 3 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 350 .
[ 4 ] مجمع البيان - مجلد 4 - ج 13 - ص 114 و حاشيه بحار - ج 12 - ص 245 .