تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
بپردازد تا نياز به امير و حكمران احساس شود . ذوالقرنين پرسيد چگونه است كه هيچيك از شما بر ديگرى برترى نداشته و تفاوتى آشكار ميان شما وجود ندارد ؟ پاسخ دادند : چرا كه ما نسبت به يكديگر ترحم مىورزيم و در مشكلات غمخوار و پشتيبان هم هستيم . ذوالقرنين پرسيد : چرا هرگز ميان شما نزاع و جنگى در نگرفته و به دشنام يكديگر نپرداختيد ؟ پاسخ دادند ريشه اين مسأله در الفت و محبت ميان ما نهفته است از طرفى ما بر غرايز نفسانى خويش تسلط داريم و تدبير و دورانديشى بر زندگانى روزمره ما حاكم است . ذو القرنين در ادامه پرسيد : چگونه است كه شما تا بدين حد متحد هستيد و راهتان مستقيم و يكسان است ؟ جواب دادند : علت آن پرهيز از دروغگويى و خدعه و نيرنگ به يكديگر و پرهيز از غيبت و تهمت مىباشد . ذوالقرنين پرسيد چرا در ميان شما نيازمندى وجود ندارد ؟ پاسخ دادند : چون دارائى خويش را به طور مساوى ميان خويش تقسيم مىكنيم . ذوالقرنين باز پرسيد : چگونه است كه در ميان شما فرد بد خلق و عصبانى مزاج وجود ندارد ؟ پاسخ دادند : حكمت آن را مىبايست در تواضع و فروتنى ما جستجو كرد . ذوالقرنين بار ديگر سؤال كرد : دليل آنكه شما داراى عمرهاى طولانى هستيد چه مىباشد ؟ آنها پاسخ دادند : چون حق و عدالت در ميان ما حكمفرماست . ذوالقرنين پرسيد : چگونه است كه شما هرگز دچار قحطى نگشتيد ؟ پاسخ دادند : بدان سبب كه هرگز استغفار و توبه از درگاه خداوند را فراموش نكرديم . ذوالقرنين پرسيد : چرا هرگز بر شما آفت و بلايا نازل نگشت ؟ آنها پاسخ دادند : چون توكل و اميد ما فقط بر خداوند تعالى بود و هرگز به مانند عربها نزول رحمت الهى را بر اثر فعل و انفعالات جوى و نوعى حركات ستارگان نمىپنداريم و بر اين خرافه‌ها وقعى نمىنهيم . در پايان ذوالقرنين از آنها پيرامون نحوهء رفتار پدرانشان سؤال نمود و آنها پاسخ دادند : پدران ما بر مساكين و نيازمندان ترحم مىآوردند ، از خطاهاى آنها چشم مىپوشيدند و بر ايشان احسان مىنمودند ، براى گناهكاران طلب استغفار مىنمودند و از بستگان خويش بازديد به عمل مىآوردند ، امانات را به صاحبانشان
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 252 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى