تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
و نوازندگان و ساقيان را هم در آنجا ساكن كردند ، و احسان و اكرام زيادى در بارهء وى انجام داد ، متوكل دستور صادر كرد كه كاخ مجللى هم براى او در كنار منزل او بسازند كه در آنجا با وى گرم عيش و نوش باشد . هنگامى كه موسى به طرف متوكل مىآمد حضرت هادى سر پل و صيف جلو او را گرفتند و پس از سلام گفتند : اين مرد تو را حاضر كرده است كه آبروى تو را ببرد و تو را هتك نمايد و موقعيت خانوادگى تو را پائين آورد و مبادا در نزد وى اقرار به شراب خوردن كنى ، اى برادر از خدا بترس و مرتكب گناه نباش ، موسى گفت : او مرا براى همين معصيت‌ها دعوت كرده است اكنون راه چاره چيست ؟ . حضرت هادى فرمود : گرد معاصى نرو و خداوند را بر خود خشمگين نكن ، متوكل قصد دارد مقام تو را پائين آورد و آبروى تو را ببرد ، هر چه امام عليه السّلام وى را موعظه كرد سودى نبخشيد و او اصرار ميكرد كه من بايد دعوت متوكل را اجابت كنم . حضرت هادى عليه السّلام هنگامى كه مشاهده كرد برادرش به حرف او گوش نميدهد فرمود : اكنون كه ميل دارى با وى در مجالس لهو و لعب شركت كنى و با او نديم باشى بدان كه هيچ گاه به متوكل نخواهى رسيد و با او هرگز در يك مجلس جمع نخواهى شد ، موسى در كاخ متوكل آمد و سه سال در آنجا ماند و هر گاه كه قصد ميكرد نزد متوكل برود به بهانه‌اى او را نزد خليفه راه نميدادند ، تا آن گاه كه متوكل كشته شد . ( 1 ) 11 - حسين بن محمّد گويد : من دوستى داشتم كه فرزندان بغاء و يا وصيف را تربيت ميكرد ، يكى از روزها كه امير از نزد خليفه مىآمد گفت : امير المؤمنين اين مرد را كه او را ابن الرضا ميگويند زندانى كرده است ، امروز او را به علي بن كركر سپرده و من از او شنيدم كه ميگفت : من در نزد خداوند از ناقهء صالح شريفتر هستم كه پروردگار در بارهء پىكنندگان آن ناقه فرمود : « شما جز چند روز زندگى نخواهيد كرد و اين وعده هر چه زودتر بسر خواهد آمد » و او جز اين كلمات چيزى بر زبان جارى نكرد مقصودش از خواندن اين آيه چه بود ؟ گويد گفتم : خداوند امير را عزت دهد وى با اين كلمات اعلام خطر كرده است