اينك منتظر باش كه حوادثى روى خواهد داد ، روز ديگر حضرت را از زندان آزاد كردند و چند روز كه از اين قضيه گذشت باغر ترك و گروهى ديگر بر متوكل حمله آوردند و او را كشتند و پسرش منتصر را به خلافت رسانيدند .
( 1 ) 12 - سعيد بن سهيل بصرى گويد : جعفر بن قاسم هاشمى بصرى پيرو مذهب واقفيه بود ، يكى از روزها به اتفاق او در سامراء گردش ميكرديم ، ناگهان حضرت ابو الحسن هادى عليه السّلام از آنجا عبور كرد و هنگامى كه چشمش به جعفر بن قاسم افتاد گفت : تا كى در خواب غفلت خفتهاى ؟ آيا هنگام آن نرسيده كه از اين خواب بيدار گردى ؟ ! راوى گويد : جعفر به من گفت : فهميدى مقصودش از اين كلام چه بود به خداوند سوگند من دلم نسبت بوى گرم شد ، بعد از چند روز يكى از فرزندان خليفه ما را دعوت بوليمه كرد و حضرت ابو الحسن را هم دعوت كرده بود ، هنگامى كه آن جناب در مجلس شركت كردند همگان از وى تجليل و تكريم نمودند ، در اين هنگام جوانى كه در مجلس بود نسبت به حضرت هادى بىاعتنائى ميكرد ، امام عليه السّلام رو به آن جوان كرد و فرمود :
اكنون خنده ميكنى و از خداوند غافلشدهاى و حال اينكه سه روز ديگر از اهل قبور خواهى شد .
جعفر بن قاسم گويد : من با خود گفتم : اكنون اين برهان خوبى است من انتظار خواهم كشيد تا اين مطلب بظهور برسد ، راوى گويد : آن جوان سكوت كرد و چيزى نگفت و پس از اين از مجلس بيرون شديم ، بعد از دو روز جوان مريض شد و در اول روز سوم هم درگذشت .
( 2 ) 13 - سعيد گويد : در مجلس وليمهاى كه يكى از اهالى سامراء تشكيل داده بود شركت داشتيم و ابو الحسن هم در اين مجلس بودند ، يكى از مجلسيان مزاح و شوخى ميكرد و احترام آن جناب را نگاه نميداشت ، حضرت روى خود را به طرف جعفر كرد و فرمود : وى از اين طعام نخواهد خورد و هم اكنون خبرى از اهل بيت او خواهد رسيد كه اين خوشى را از وى سلب خواهد كرد .
راوى گويد : غذا را كه در مجلس حاضر كردند جعفر گفت : قول اين اكنون باطل
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 481
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٤٨١