حضرت فرمود : اين دعاى جدم علي بن الحسين عليهما السّلام است گفتم : قربانت گردم آن دعا كدام است ؟ فرمود : « يا عدّتى عند شدّتى و يا غوثى عند كربتى احرسني بعينك التى لا تنام و اكنفنى بركنك الذى لا يرام » ربيع گويد : من اين دعا را حفظ كردم و هر گاه برايم پيش آمد سختى ميشد او را قرائت ميكردم خداوند مرا نجات ميداد .
ربيع گفت : بجعفر بن محمد عرض كردم : چرا آن مرد ساعى را نگذاشتى به طرز معمول بنام خداوند سوگند ياد كند ؟ فرمود : من ديدم اگر وى خداوند را بتوحيد و يگانگى بخواند و او را تمجيد كند خداوند بر او ترحم خواهد كرد و عقوبت او را تأخير خواهد انداخت و لذا به اين طرز كه مشاهده كردى وى را سوگند دادم و خداوند هم او را بلافاصله بسزايش رسانيد .
از اين گونه روايات كه دلالت بر معجزات و كرامات حضرت صادق عليه السّلام دارد در كتب اخبار زياد است و ما اكنون چند روايت ديگر را كه مربوط باخبار از آينده است ذيلا ذكر ميكنيم .
( 1 ) 1 - ابو الفرج اصبهانى در كتاب مقاتل آل ابى طالب بسند خود روايت مىكند كه گروهى از بنى هاشم مانند ابراهيم بن محمد بن علي بن عبد اللَّه بن عباس ، و ابو جعفر منصور ، و صالح بن علي ، و عبد اللَّه بن حسن بن حسن و دو فرزندش محمد و ابراهيم در ابواء اجتماع كردند .
در اين هنگام عبد اللَّه بن حسن برخاست و گفت : اين فرزندم همان مهدى است اينك برخيزيد و با او بيعت كنيد ، ابو جعفر گفت چرا خود را گول ميزنيد به خداوند سوگند مردم به طرف كسى نخواهند رفت و پاسخ احدى را نخواهند داد مگر به اين جوان - مقصودش محمد بن عبد اللَّه بود - پس از اين همگان با وى بيعت كردند .
بعد از اين جريان دنبال حضرت صادق عليه السّلام فرستادند و او را بمجلس خود دعوت كردند امام صادق عليه السّلام آمد و عبد اللَّه بن حسن او را در پهلوى خود جا داد ، و همان گفتار قبلى خود را تكرار كرد ، حضرت فرمود : اين عمل را انجام ندهيد زيرا بنتيجه نخواهد رسيد اگر چنانچه پنداشتهاى كه فرزندت همان مهدى است كه ظهور خواهد كرد ، در اينجا
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 383
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٣٨٣