( 1 ) 11 - در روايات مشهور است كه ابو جعفر منصور ربيع را امر كرد تا حضرت صادق را در نزد او حاضر كند هنگامى كه امام عليه السّلام در پيش او حاضر شد منصور گفت : خداوند مرا بكشد اگر تو را نكشم ، آيا با سلطنت من مخالفت ميكنى و بر عليه من غائله راه مىاندازى ؟ ! حضرت صادق فرمود : به خداوند سوگند من از اين مطالب اطلاعى ندارم و اين گفتارها كذب محض است .
و اگر چنانچه مطلب همانطور است كه شما ميگوئيد مانند يوسف و ايوب و سليمان عليهم السّلام كه از نسبتهائى كه به آنان ميدادند صرف نظر كردند تو هم صرف نظر كن ، زيرا نسب تو هم به آنان ميرسد ، منصور گفت : آرى اينك بالا بيائيد هنگامى كه امام عليه السّلام نزد منصور رفتند گفت : اين مطالب را كه از زبانم بيرون شد عدهاى اطلاع دادهاند .
حضرت صادق عليه السّلام فرمود اكنون او را در اين مجلس حاضر كنيد تا با هم روبرو شويم منصور آن مرد مفترى را احضار كرد و گفت : تو آن مطالب را از جعفر شنيدى ؟ گفت : آرى شنيدهام حضرت فرمود : وى را براى صدق مقالش قسم بده ، منصور روى خود را به طرف آن مرد كرد و گفت : قسم ميخورى ؟ گفت : آرى براى صدق مطلبم سوگند ياد ميكنم .
امام صادق عليه السّلام فرمود : واگذاريد من او را قسم بدهم منصور گفت : شما قسمش بدهيد حضرت به آن مرد ساعى گفت بگو از حول و قوه پروردگار بيزارى ميجويم و به حول و قوهء خود چنگ مىزنم كه جعفر بن محمد اين مطالب را انجام ميدهد ، وى ابتداء از اين طرز سوگند امتناع كرد و ليكن سرانجام سوگند را به همين طرز اداء كرد لحظهاى نگذشت از پا درآمد و ابو جعفر منصور امر كرد او را از مجلس بيرون كردند .
ربيع گويد : ديدم جعفر بن محمد هنگامى كه بر ابو جعفر منصور وارد ميشد لبهايش حركت ميكرد و هر گاه لبهايش را حركت ميداد خشم منصور فرو مىنشست و او را نزديك خود جاى ميداد و از خود راضى ميكرد ، وقتى كه از نزد منصور بيرون شد خدمتش رسيدم و عرض كردم اين مرد از دشمنترين مردم نسبت بشما است و ليكن وقتى كه در مجلس او وارد ميشوى و لبهاى خود را حركت ميدهى غضب او فرو مىنشيند اين چه دعائيست كه بر زبان جارى ميسازى ؟ .
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 382
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٣٨٢