تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
رفت و آمد ميكردم ، يكى از روزها وارد بصره شدم و نزد محمد بن سليمان كه والى بصره بود رفتم ، در اين هنگام وى نامه‌اى بدستم داد و گفت : اى شهاب خداوند تو را پاداش دهد در وفات امامت جعفر بن محمد . گويد : من متذكر گفتار امام عليه السّلام شدم و گريه گلوى مرا گرفت و اشكم سرازير شد بلافاصله از نزد وى بيرون شدم و به منزلم آمدم و بر حضرت صادق گريستم . ( 1 ) 8 - اسحاق بن عمار گويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم : ما اموالى داريم كه با مردم بوسيلهء آنها معامله ميكنيم ، و ميترسيم اگر براى ما پيش آمدى شود اموال در دست مردم بماند ، امام عليه السّلام فرمود : در اول هر يكى از ماه‌هاى ربيع حساب خود را رسيدگى كن ، على بن اسماعيل گويد : اسحاق در ماه ربيع از دنيا رفت . ( 2 ) 9 - احمد بن قابوس از پدرش از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه گروهى از مردم خراسان خدمت آن جناب رسيدند ، حضرت قبل از اينكه آنها سؤال كنند فرمود : هر كس از راه غير مشروع ثروتى جمع كند خداوند او را در مهلكه خواهد انداخت ، گفتند قربانت گرديم ، ما معنى اين كلام را درك نكرديم فرمود : از باد آيد بدم شود . ( 3 ) 10 - روايت شده كه داود بن على حاكم مدينه معلّى بن خنيس خدمتكار حضرت صادق را گرفت و پس از اينكه اموال او را ضبط كرد وى را بقتل رسانيد ، حضرت صادق عليه السّلام در حالى كه ردايش بر زمين كشيده ميشد نزد او رفت و فرمود : خدمت كار مرا كشتى و اموال او را گرفتى ، ندانستى كه آدمى با حال مصيبت ميتواند بخواب رود ، ليكن در حال جنگ خواب نميتواند بكند ، به خداوند سوگند در حق تو نفرين خواهم كرد . داود بن علي مثل اينكه امام عليه السّلام را استهزاء كند گفت : ما دعاى تو را در بارهء خود شنيديم ، حضرت از منزل او مراجعت كرد و آن شب را تا صبح بخواب نرفت و همواره نماز و دعا ميخواند در هنگام سحر شنيدند كه آن جناب در مناجات خود ميگويد : « يا ذا القوة القوية ، و يا ذا المحال الشديد ، و يا ذا العزة التى كل خلقك لها ذليل ، اكفنى هذه الطاغية و انتقم لى منه » لحظه‌اى نگذشت كه ناگهان فريادى از منزل داود بن علي بلند شد و گفتند : وى درگذشته است .