تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
به اشتباه رفته‌اى و فرزندت مهدى موعود نيست . و اگر چنانچه فرزندت را براى امر بمعروف و نهى از منكر به قيام وادار ميكنى ما از شما پشتيبانى خواهيم كرد و با پسرت هم بيعت ميكنيم تا وى بعنوان آمر بمعروف و ناهى از منكر قيام كند ، در اين هنگام عبد اللَّه غضب كرد و گفت : من خلاف نظريه شما را مى دانم ، و خداوند تو را از غيب مطلع نكرده است ، و ليكن تو از روى حسد اين موضوع را اظهار كردى . حضرت فرمود : به خداوند سوگند من از روى حسد اين كلام را نگفتم ، و ليكن بدانيد خلافت مال اين كس و برادران و فرزندان اوست - در اين هنگام دست خود را روى شانه ابو العباس گذاشت - و بعد دست خود را روى شانه عبد اللَّه گذاشت و فرمود : اين خلافت بشما هم نخواهد رسيد و به زودى هر دو پسرت كشته خواهند گرديد . بعد از اين حضرت صادق عليه السّلام در حالى كه به عبد العزيز بن عمران زهرى تكيه كرده بودند از مجلس بيرون شدند و فرمودند : خلافت به صاحب رداء اصفر يعنى ابو جعفر منصور خواهد رسيد و به خداوند سوگند وى محمّد را خواهد كشت ، گفتم : يعنى ابو جعفر منصور محمد را خواهد كشت ؟ فرمود : آرى . عبد العزيز بن عمران گويد : من گفتم اين ديگر حسد است ، و ليكن من هنوز در قيد حيات بودم كه ديدم ابو جعفر منصور محمد و ابراهيم را كشت ، راوى گويد : هنگامى كه حضرت صادق عليه السّلام اين مطلب را در مجلس عنوان كرد همگان متفرق شدند ، عبد الصمد و ابو جعفر منصور دنبال حضرت روان شدند و اظهار داشتند مطلب همان است كه فرمودى ؟ ! گفت : آرى چنين است و من او را ميدانم . ( 1 ) 2 - عنبسة بن بجاد عابد گويد : جعفر بن محمد هر گاه محمد بن عبد اللَّه را ميديد چشمش پر از اشك ميشد و ميفرمود : به جانم سوگند همان است ، مردم ميگويند وى مهدى است ، او را خواهند كشت ، و در كتاب علي عليه السّلام او را از خلفاء اين امت نشمرده‌اند . ( 2 ) 3 - زكار بن ابى زكار واسطى گويد : در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم كه ناگهان مردى از راه رسيد پس از اينكه سلام كرد از پيشانى حضرت بوسيد ، امام
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 384 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى