تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
( 1 )

( اخبار داله بر امامت حضرت صادق عليه السّلام )

( 2 ) 1 - يونس بن يعقوب گويد در خدمت امام صادق عليه السّلام بودم كه مردى از اهل شام وارد شد و گفت من از فقه و كلام و فرائض اطلاعاتى دارم و اكنون قصد دارم با يارانت مناظره كنم حضرت فرمود : اين اطلاعات تو از طريق حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مىباشد و يا از جاى ديگر تهيه شده است . گفت : بعضى از كلام حضرت رسول است و پاره‌اى هم از اطلاعات خودم مىباشد امام فرمود : پس بنا بر اين تو با حضرت رسول شريك هستى ؟ ! گفت اين طور نيست فرمودند توسط وحى از خداوند براى تو مطالب ميرسد ؟ گفت : خير فرمود : آيا فرمان تو مانند فرمان پيغمبر مطاع است ؟ عرض كرد : خير در اين هنگام امام عليه السّلام فرمود : اى يونس اين مرد قبل از اينكه سخن بگويد خود را مجاب كرد اينك اگر ميتوانيد در كلام با وى گفتگو كنيد يونس گويد : من از اين كه از كلام اطلاع نداشتم دريغ خوردم و عرض كردم : قربانت گردم شما ما را از كلام نهي كرديد و فرموديد واى بر اصحاب كلام كه ميگويند اين جايز است و اين جايز نيست اين مطلب درست است و اين مطلب درست نيست ، امام عليه السّلام فرمود : من گفتم : واى بر اشخاصى كه از گفتار من برگردند و به اقوال ديگران پاى بند شوند . بعد از اين فرمودند : اكنون بيرون شويد ببينيد كسى از متكلمين را در خانه مىبينيد و اگر كسى در آنجا باشد وارد خانه كنيد ، يونس گويد من از منزل بيرون شدم حمران بن اعين محمد بن نعمان هشام بن سالم و قيس ماصر را كه از متكلمين بشمار ميرفتند ديدم و آنان را بدرون منزل وارد كردم و همگان در خيمه آن حضرت در كنار كوهى نزديك حرم اجتماع كرديم و اين چند روز قبل از موعد حج بود . در اين هنگام امام عليه السّلام سرش را از خيمه بيرون كرد ناگهان ديد شترى بسرعت مىآيد فرمود : به خداوند كعبه هشام است راوى گويد ما خيال كرديم اين هشام يكى از فرزندان عقيل است كه حضرت بوى علاقه داشت ناگهان مشاهده كرديم هشام بن حكم
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 386 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى