( 1 )
( معجزات و اخبار از غائبات )
( 2 ) كرامات و خوارق عاداتى كه از حضرت صادق عليه السّلام ظاهر شده و معجزاتى كه بر دست آن جناب بمعرض ظهور رسيده و امامت غير او را باطل كرده زياد است و ما اكنون چند روايت مشهور در اين باب را ذكر ميكنيم .
( 3 ) 1 - عائذ بن نباته احمسى گويد : بر حضرت صادق عليه السّلام وارد شدم و قصد داشتم در بارهء نماز شب از آن جناب سؤالاتى بكنم ، و ليكن فراموش كرده بودم ، گفتم :
سلام بر تو باد اى فرزند رسول خدا ، فرمود : آرى به خداوند سوگند من فرزند او هستم ، و ليكن با كسانى كه فقط نمازهاى پنجگانه را اداء كنند و از بقيه چيزى نپرسند خويشاوندى نداريم ، من هم به همين اندازه اكتفا كردم .
( 4 ) 2 - مهزم گويد : ما در هنگامى كه وارد مدينه شديم ، در منزلى ساكن گرديديم صاحب منزل كنيزى زيبا داشت كه من بزيبائى او فريفته شدم ، در اين بين پشت در رفتم و تقاضا كردم در منزل را باز كند ، در اين هنگام كنيز زيبا در را باز كرد و من بلافاصله از موقعيت استفاده كرده پستان او را فشار دادم .
روز بعد كه خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم فرمود : اى مهزم امروز كجا بودى ؟
عرض كردم من در مسجد بودم و از آنجا بيرون نشدم ، حضرت فرمود : نميدانى كسى بولايت ما نميرسد مگر اينكه تقوى و ورع داشته باشد .
( 5 ) 3 - ابو بصير گويد : وارد مدينه شدم و با خود كنيزى هم داشتم ، با وى مواقعه كردم و براى غسل به طرف حمام حركت نمودم ، در اين هنگام ديدم رفقاى شيعه خدمت امام عليه السّلام ميروند ، من ترسيدم اگر براى غسل بروم حمام ديگران قبل از من حضور امام خواهند رسيد و من آن جناب را نخواهم ديد لذا از رفتن به حمام منصرف شدم و با رفقايم خدمت امام عليه السّلام رسيدم .
هنگامى كه در مقابل حضرت صادق عليه السّلام قرار گرفتم به من نگاه كرد و فرمود :
اى ابا بصير آيا نميدانى كه در منازل انبياء و فرزندان انبياء نبايد جنب داخل شد ، من