اگر چنانچه مردى از آنها در شهرى واقع شود نخواهم گذاشت به احدى نيازمندى پيدا كند ( 1 ) 3 - جابر بن يزيد جعفى گويد از حضرت باقر عليه السّلام در بارهء « قائم » پرسيده شد در اين هنگام امام باقر دست خود را روى حضرت صادق گذاشت و فرمود به خداوند سوگند اين قائم آل محمد است .
( 2 ) 4 - عتبة بن مصعب گويد : هنگامى كه حضرت باقر عليه السّلام از دنيا رفت من بر امام صادق عليه السّلام وارد شدم و آن حديث را خدمتش عرض كردم فرمود جابر راست گفته و از پدرم اين مطلب را شنيده و ليكن شما خيال ميكنيد امامى كه جاى امام سابق نشسته قائم نيست .
( 3 ) 5 - طاهر گويد : در خدمت امام باقر عليه السّلام نشسته بودم ناگهان حضرت جعفر صادق عليه السّلام رو آورد امام باقر فرمود : اين بهترين مردمان است .
( 4 ) 6 - عبد الاعلى مولى آل سام از حضرت صادق روايت مىكند كه آن جناب فرمود پدرم ودائع خود را به من سپرد و چون وفاتش نزديك شد فرمود : اينك گواهانى را برايم حاضر كنيد ، من چهار نفر از قريش را كه از جمله نافع غلام عبد اللَّه بن عمر بود دعوت كردم پدرم فرمود بنويس من وصيت ميكنم تو را به همان وصيتى كه يعقوب بفرزندانش كرد
يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
وصيت مىكند ابو جعفر محمد بن على براى جعفر بن محمد و امر مىكند او را كه پدرش را در بردى كه نماز جمعه را با او ميخواند كفن كند و او را با عمامهء مخصوصش معمم كند و قبر او را بيش از چهار انگشت بلند ننمايد و قبر را چهار گوشه كند .
پس از اين به شهود فرمودند : خداوند شما را رحمت كند اينك آزاديد اگر ميل داريد برويد ، پس از اينكه آنان رفتند گفتم اين وصيت كه ديگر احتياج بشهود نداشت فرمود : من دوست نداشتم كه مورد اعتراض قرار گيرى و مردم بگويند محمد بن علي به پسرش وصيت نكرد و من از جهت اينكه برهانى بر آنان داشته باشى اين چنين وصيتى را براى شما كردم .
از اين گونه روايات در كتب اخبار زياد است .