تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
قيس احمسى را خدمت سيد الشهداء فرستادند و گفتند : از حسين بن علي سؤال كنيد براى چه آمده‌اى ؟ . ( 1 ) عروه از جمله اشخاصى بود كه براى آن حضرت نامه نوشته بود و لذا خجالت كشيد اين مأموريت را انجام دهد و پس از اين به كليه رؤساء لشكر اين پيشنهاد را كرد و ليكن همگان از اين قضيه منصرف شدند در اين هنگام قرة بن قيس حنظلى را نزد آن جناب روان كرد اين مرد خدمت امام عليه السّلام آمد و عرض كرد : ابن سعد چنين ميگويد حضرت امام حسين عليه السّلام فرمودند : مردمان شهر شما نوشتند كه من بكوفه حركت كنم ، و اكنون اگر از اين قضيه ناراحت هستيد من مراجعت ميكنم هنگامى كه عمر بن سعد اين موضوع را شنيد خوشحال شد و گفت : اميد است قضيه به مسالمت برگزار شود عمر بن سعد جريان را براى ابن زياد نوشت و علت حركت سيد الشهداء را براى او بيان كرد . عبيد اللَّه بن زياد پس از اينكه نامه را خواند گفت : كه چنگال‌هاى ما به حسين بن على بند شده است ميخواهد از دست ما رهائى يابد ، ما هرگز به او مجال نميدهيم ، فورا نامه‌اى براى عمر بن سعد نوشت و گفت : به رسيدن نامه از حسين براى يزيد بيعت بگير ، و اگر چنانچه اين پيشنهاد را پذيرفت بعد تصميم خود را خواهيم گرفت . هنگامى كه جواب عمر بن سعد رسيد گفت : من خيال ميكردم ابن زياد پيشنهاد مرا قبول نكند ، بلافاصله نامه‌اى ديگر از ابن زياد رسيد كه بين حسين و آب فرات را بگير و اجازه نده وى آب بخورد همانطور كه عثمان را آب ندادند ، ابن سعد بلافاصله عمر بن حجاج را با پانصد نفر سوار فرستادند و در كنار آب فرود آمدند و نگذاشتند سيد الشهداء و ياران او آب بخورند ، و اين سه روز قبل از شهادت آن حضرت بود . عبد اللَّه بن حصين ازدى فرياد ميزد : اى حسين اين آب صاف را مىبينى به خداوند سوگند از اين آب نخواهى خورد تا آنگاه كه تشنه جان دهى ، امام حسين عليه السّلام فرمود : خداوندا هر چه زودتر وى را با لب تشنه بميران ، حميد بن مسلم گويد :