تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
دهند خداوند كسانى را بر آنها مسلط خواهد كرد كه آنها را ذليل و خوار خواهند نمود . پس از اين كلمات بسير خود ادامه دادند ، در وسط روز هنگامى كه راه ميرفتند ناگهان يكى از ياران آن حضرت تكبير گفتند ، سيد الشهداء عليه السّلام فرمود : چرا تكبير گفتى ؟ گفت : من شاخه‌هاى نخل‌ها را مشاهده ميكنم ، گروهى از ياران حضرت اظهار داشتند ما در اين سرزمين تا حالا نخلى مشاهده نكرده‌ايم فرمود : پس چه مىبينيد ؟ عرض كردند : به خداوند سوگند گوشهاى اسبها است كه مشاهده مىشود . ( 1 ) امام حسين عليه السّلام فرمود : من هم به خداوند قسم اين چنين مىبينم ، مختصرى از اين جريان گذشت كه گردن‌هاى اسبها نمايان شد و حرّ بن يزيد رياحى با لشكريان خود از راه رسيد و در مقابل سيد الشهداء توقف كرد ، حر بن يزيد از قادسيه حركت كرده بود و حصين بن نمير نيز با هزار سوار در آنجا مستقر شده بود . در اين هنگام كه وقت ظهر بود امام حسين عليه السّلام اقامه نماز كردند و حر نيز با لشكر پشت سر آن حضرت نماز خواندند ، سيد الشهداء پس از اينكه نماز را سلام دادند روى خود را به طرف مردم كردند و بعد از حمد خداوند و درود بر حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند : اى مردم اگر شما از خداوند بترسيد و حق و حق‌دار را بشناسيد ، خداوند از شما راضى خواهد شد ، و ما اهل بيت سزاوارتر هستيم به امر خلافت و امامت ، و اگر شما در باره ما كراهت داريد و حق ما را نميشناسيد ، و عقيدهء شما بر خلاف نامهء شما است اينك مرا واگذاريد تا از اين راه مراجعت كنم . مردم جواب دادند : به خداوند قسم ما از اين نامه‌ها اطلاعى نداريم ، سيد الشهداء عليه السّلام در اين هنگام به عقبة بن سمعان فرمود : اين دو خرجين را كه نامه‌هاى مردمان كوفه در آن قرار دارد بيرون بياور و آن‌ها را بر زمين پراكنده كن تا اين جماعت از قضيه مطلع شوند ، حر گفت ، ما از اين جماعت نيستيم كه براى شما نامه نوشته‌اند و ما مأمور هستيم هر جا تو را پيدا كرديم بكوفه ببريم . سيد الشهداء عليه السّلام فرمود : مرگ از اين بهتر است ، پس از اين به ياران خود فرمود : برخيزيد و سوار شويد هنگامى كه خواستند مراجعت كنند لشكريان حر سر