تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
پيدا نخواهى كرد ، در اين وقت پيغمبر به حارث بن صمه و سهل بن حنيف تكيه كرده بود ، ابىّ بن خلف به حضرت رسول حمله كرد و ليكن مصعب بن عمير بين او و پيغمبر فاصله شد وى تيرى به طرف مصعب افكند و او را از پا درآورد . در اين هنگام حضرت رسول تيرى از سهل بن حنيف گرفت و او را به طرف ابىّ بن خلف افكند ، و تير به گردن وى اصابت كرد ، او در حالى كه دست خود را به گردن اسبش انداخته بود به لشكرگاه مشركين برگشت ، و صدائى مانند گاو از خود بيرون ميداد ، ابو سفيان گفت : واى بر تو چرا ناراحتى ، از اين مختصر خراشى كه برايت پيش آمده نبايد اين اندازه جزع و بيتابى كنى . ابىّ بن خلف گفت : واى بر تو اى پسر حرب ميدانى كه تير كدام كس به من اصابت كرده ؟ اين تير كه اكنون به من رسيد از طرف محمد است ، و او در مكه ميگفت : من در همين نزديكىها شما را خواهم كشت ، و من ميدانم كه كشندهء من جز او كسى ديگر نيست ، به خداوند سوگند اگر اين دردى كه اكنون در من هست به كليهء افراد حجاز تقسيم گردد همه آنها را خواهد كشت ، اين مرد همواره فرياد ميكشيد تا به جهنم و اصل شد . ( 1 ) ر كتاب ابان بن عثمان آمده هنگامى كه فاطمه و صفيه به طرف حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله آمدند و چشمهاى آنان به پيغمبر افتاد ، حضرت به امير المؤمنين فرمود : از آمدن عمه‌ام به طرف من جلوگيرى كن ولى فاطمه را بگذار نزد من بيايد ، هنگامى كه فاطمه نزد آن جناب رسيد و مشاهده كرد كه خون از صورت و دهان پدر بزرگوارش جارى شده فرياد برآورد ، و خون‌ها را از چهرهء پيغمبر پاك كرد ، و گفت : خداوند بر كسانى كه صورت رسولش را خون آلوده كرده‌اند غضب خواهد كرد و آنان را به عقوبت گرفتار خواهد نمود . حضرت رسول خون‌ها را با دست مبارك ميگرفت و به آسمان پرتاب ميكرد و چيزى از آن خون‌ها به طرف زمين باز نميگشت ، حضرت صادق عليه السّلام فرمود : اگر اندكى از آن خون‌ها پائين مىآمد عذاب خداوند نازل ميگرديد . ( 2 ) صباح بن سيابه گويد : از حضرت صادق سلام اللَّه عليه پرسيدم آيا دندان‌هاى
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 119 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى