پيغمبر بطورى كه ميگويند در جنگ احد شكسته شد ؟ فرمود : به خداوند سوگند به دندانهاى آن جناب آسيبى نرسيد ، پروردگار آن حضرت را سالم و كامل قبض روح فرمود ، و ليكن چهرهاش در آن روز خونآلود شد .
گويد : عرض كردم مردم ميگويند پيغمبر در روز احد به طرف غارى رفتند و در آنجا پناهنده شدند ، فرمود : به پروردگار سوگند كه حضرت رسول در آن روز از جاى خود تكان نخوردند ، به آن جناب گفته شد : آيا در بارهء مشركين نفرين نميكنيد ، پيغمبر گفت : خدايا اين مردم جاهل را هدايت كن زيرا اينها نادان هستند .
( 1 ) در روز احد ابن قميئة تيرى به طرف حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله انداخت و تير به كف دست آن جناب اصابت كرد و شمشير از كف پيغمبر افتاد ، ابن قميئة گفت : بگير اين تير را من ابن قميئة هستم ، پيغمبر فرمود : خداوند تو را ذليل و خوار كند ، عتبة بن أبى وقاص نيز ضربتى به آن حضرت وارد آورد و دهان او را خونآلود كرد ، و عبد اللَّه بن شهاب هم سنگى از زمين كند و به مرفق پيغمبر وارد آورد .
هيچ يك از اين سه نفر به مرگ طبيعى از دنيا نرفتند ، ابن قميئة در نجد به خواب رفته بود ناگهان يك آهوى كوهى شاخ خود را در شكم او فرو برد ، وى هر چه فرياد برآورد كسى به كمك او نرسيد ، تا جان كثيفش از بدنش بيرون گرديد .
وحشى قاتل حضرت حمزه گفت : من غلام جبير بن مطعم بودم ، او در جنگ احد به من گفت : على بن ابى طالب در جنگ بدر عمويم را كشته است - يعنى طعيمة بن مطعم را - اينك اگر محمد و يا على و يا حمزه را بكشى تو را آزاد ميكنم ، من هم اسلحهء مخصوص خود را برداشتم و با قريش حركت كردم .
علت حركت من با قريش فقط از براى آزادى بود و الّا هدف و مقصود ديگرى نداشتم ، من در بارهء محمد داراى نظرى نبودم ، ولى تصميم گرفتم على يا حمزه را هرطور شده از پا درآورم ، شايد به اين وسيله بتوانم خود را از قيد رقيت آزاد كنم من در زمين حبشه راجع به تيراندازى تعليمات لازم را گرفته بودم و تيرم هرگز
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 120
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٢٠