تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
به خطا نمىرفت ، و حمزة بن عبد المطلب در روز احد شجاعتهاى بىنظيرى از خود نشان ميداد و حملات مكررى به دشمن ميكرد . ( 1 ) حضرت صادق عليه السّلام فرمود : وحشى تيرى به طرف حمزه افكند ، و اين تير بر سينهء وى اصابت كرد و از بالاى مركب به زمين افتاد ، مشركين پيرامون وى را گرفتند و آن بزرگوار را شهيد كردند ، وحشى كبد حضرت حمزه را بيرون كرد و براى هند زن ابو سفيان برد ، وى براى انتقام و تشفى كبد حمزه را در دهان گرفت هنگامى كه خواست او را بجود كبد مانند استخوان سخت و محكم شد ، هند از فرط ناراحتى جگر را از دست خود بدور انداخت . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : حليس بن علقمه متوجه شد كه ابو سفيان بر اسبى نشسته ، و نيزه‌اى در دست گرفته ، و نيزه خود را در دهان حمزه فرو ميكرد ، حليس گفت : اى جماعت قريش ! بنگريد كسى كه خود را بزرگ و رئيس قريش ميداند با پسر عموى خود كه اينك كشته شده چگونه رفتار مىكند ، ابو سفيان در اين هنگام ميگفت : اى حمزه تو در جنگ بدر خويشاوندان خود را كشتى اكنون سزاى عمل خود را ببين . ابو سفيان به حليس بن علقمه گفت : تو راست ميگوئى ولى اكنون لازم است كه از اين لغزش من چشم بپوشى و ديگران را از اين جريان مطلع نسازى ، حضرت صادق فرمود : در اين هنگام ابو سفيان فرياد زد : آيا ابن ابى كبشه زنده است ؟ مقصودش حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله بود - اما على بن ابى طالب كه در جاى خود ايستاده و تكان نخورده است . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : آرى به خداوندى كه وى را براستى برانگيخته او زنده است و گفتار شما را هم ميشنود ، ابو سفيان گفت : اين جنگى كه با شما انجام گرفت و اين مصيبت‌ها كه بر شما وارد شد براى اين بود كه شما عبرت بگيريد و از عقوبت اعمال خود بترسيد ، به خداوند سوگند من در اين جنگ آمر و ناهى نبودم ، اينك وعدهء ما و شما در ماه آينده در « بدر » خواهد بود .