عبد اللَّه بن ابىّ از وسط راه برگشت و يك سوم از لشكريان حضرت رسول را با خود برگردانيد ، اين اشخاص مىگفتند : ما نمىدانيم براى چه بايد خود را بكشتن دهيم و حال اينكه محمد با خويشاوندان خود جنگ مىكند بنو حارثه نيز تصميم گرفتند برگردند و ليكن خداوند آنان را از مراجعت باز داشت .
( 1 ) و اين آيهء شريفه در اين مورد نازل شده است
إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا
حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هنگامى كه باحد رسيدند آمادهء جنگ شدند پرچم مهاجرين را به علي عليه السّلام دادند و پرچم انصار را به سعد بن عباده مرحمت فرمودند و خودش نيز زير پرچم انصار قرار گرفتند ، پيغمبر در اين هنگام كه صفوف خود را منظم مىكرد بصف تيراندازان كه پنجاه نفر بودند و رياست آنها را عبد اللَّه بن جبير به عهده داشت مرور فرمودند و آنها را موعظه و نصيحت كردند .
پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله به اين جماعت فرمود : از خداوند بترسيد و در مقابل شدائد و سختى صابر باشيد اگر ديديد پرندگان مىخواهند ما را بربايند شما از جاى خود تكان نخوريد تا آنگاه كه اطلاع من بشما برسد و شما را اذن حركت بدهم ، پيغمبر اين عده را در دهان دره قرار دادند و گفتند شما از اين جا محافظت كنيد .
هنگامى كه بين مسلمين و مشركين جنگ درگرفت كفار فرار كردند و مسلمين آنها را با شمشيرهاى خود از پا درآوردند در اين هنگام كه مشركين فرار كردند اصحاب عبد اللَّه بن جبير گفتند اينك غنيمت را دريابيد ، عبد اللَّه گفت : آيا پيغمبر به شما سفارش نكرد كه از جاى خود تكان نخوريد من از اين محل حركت نمىكنم تا فرمان حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله برسد .
اصحاب عبد اللَّه بسخنان او گوش ندادند و براى غنيمت از اطراف او پراكنده شدند در اين وقت خالد بن وليد كه از طرف مشركين در كمين بود اطراف عبد اللَّه را خالى ديد و به او حمله آورد و وى را از پا درآورد پس از اين جريان فراريان كفار مراجعت كردند و با مسلمين بجنگ و قتال پرداختند و مسلمانان از ميدان جنگ فرار نمودند .