يا رسول اللَّه ! اينان از « موالى » و همپيمانان من هستند اينها كسانى هستند كه همواره مرا از دشمن نگه داشتهاند و چهار صد نفر زرهپوش و سيصد نفر بىزره در ميان اين طائفه مىباشند اكنون شما تصميم گرفتهايد كه در يك روز همهء اينها را از بين ببريد و نابود سازيد به خداوند قسم من از اين جريان بيمناكم و ميترسم اوضاع و احوال تغيير پيدا كند راوى گويد : اين يهوديان از همعهدان خزرج بودند و با اوس ارتباطى نداشتند در هر صورت عبد اللَّه بن ابىّ بسيار درخواسته خود پافشارى كرد تا حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را قانع كرد و آنها را بعبد اللَّه بن ابىّ بخشيد .
هنگامى كه يهوديان اين جريان را مشاهده كردند و در خود احساس ذلت و حقارت نمودند از مدينه بيرون شدند و در « اذرعات » كه در شام واقع شده فرود آمدند ، و اين آيهء شريفه در بارهء عبد اللَّه بن ابىّ و جماعتى از خزرج فرود آمد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ
- تا آخر مطلب كه گفت :
فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ
.
( 1 )
15 - غزوهء احد :
( 2 ) جنگ احد يك سال پس از وقعهء بدر روى داد و فرمانده مشركين در اين غزوه ابو سفيان بن حرب بود در اين وقعه اصحاب حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هفتصد نفر و كفار قريش دو هزار تن بودند پيغمبر پس از اين كه از آمدن مشركين مطلع شد ، در اين مورد با ياران خود به مشورت پرداخت .
حضرت رسول نظرش اين بود كه در مدينه بمانند و پس از اين كه ابو سفيان با لشكريانش وارد شدند در كوچههاى مدينه با آنان بجنگند ، و تيراندازان از بالاى خانها به طرف دشمن تيراندازى كنند و ليكن اصحاب با رأى پيغمبر مخالفت كردند و تصميم بر اين شد كه از مدينه بيرون روند .
هنگامى كه از شهر بيرون شدند در وسط راه از نظر خود بازگشتند ، و بپيغمبر عرض كردند بمدينه برگرديم و پس از ورود مشركين در آنجا با آنها جنگ كنيم حضرت فرمود : براى پيغمبر روا نيست كه هر گاه اراده قومى كردند از آنها برگردند اصحاب پيغمبر در اين وقت هزار نفر بودند .