تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

در اينجا جمع مناره داشته و ازين جهت صفت او را كه الواضحة است تانيث كرد بر قياس آن بود كه مناوره گويد ، دين شريعت پيغمبر ص ، واضحه روشن ، مثقال آنچه به او ذهب يا فضه يا غير آن را [ 27 آ ] وزن كنند و مراد ازو اينجا مقدار است مثاقيل جمع ، فضل و فضيلت و كمال ، راجحه زياده از او مكافاه و كفا برابر ، انار روشن شد و روشن گردانيد . فجر صبح ، ساطع درخشنده ، خوى بخاء معجمه بى تشديد غايب شدن . خوى با تشديد ميل كرد كه غايب شود ، نجم ستاره طالع بر آمده . يعنى و بعد از صلوات و درود و رحمت متواثرات بر پيغمبر خدا كه رحمت است و پيشواى پيشوايان و چراغ امتست و منتخب و برگزيده است از طينت كرم و از سلاله بزرگى اقدام و از درخت اصيل افتخار و از شاخ بلند پر ميوه برك دارو بر اهل بيت آن پيغمبر كه همه چراغ ظلمت و عصمت امتند و نشانهء روشن و واضحند و از براى دين و مقدار بزرگوار راجحند در فضل مبين صلوات خدا بر ايشان باد أجمعين ، صلواتى كه مقابل فضل ايشان و برابر عمل ايشان و مكافى خوبى فرع و اصل ايشان باشد مادامى كه روشن شود و يا روشن كند عالم را صبح درخشنده و غايب شود يا ميل كند كه غايب شود ستاره طلوع كننده . بدانكه عادت جارى شده بر آنكه كتب را مفتتح سازند به بسمله به جهت اقتدا بكتاب ملك علام و امتثال حديث حضرت رسول ص و به جهت تبرك و تيمن بعد از بسمله افتتاح كنند به حمد خدا به جهت اقتدا و امتثال مذكور و به جهت اداى چيزى از فرايض شكر منعم و بعد از حمد افتتاح كنند به صلوات بر حضرت رسالت پناه ص و بر آل

هامش
( 1 ) در آستانه نقره ولى بعد بالاى آن نوشته شده : فضه ( چون بجاى طلا ذهب آورده فضه بجاى نقره بمناسبت رعايت قرينه بهتر است )
( 2 ) نسخه‌ها مغشوش است ، تصحيح قياسى با توجه به متن عربى .
( 3 ) سپه : مثل
( 4 ) آستانه ( كه ) ندارد ولى لازم است .
( 5 ) آستانه : شاخ چند
( 6 ) سپه : و از اهل ( ولى بقرينهء قبل بر صحيح است ، صلوات و درود بر ص . . . )
( 7 ) سپه : كنند