تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

صفت سيوم سراج الامة چنان كه حق تعالى مى فرمايد در صفت آن حضرت و سراجا منيرا يعنى چراغ روشن و روشن گرداننده و اين استعاره لطيفست زيرا كه تشبيه كرد آن حضرت را بچراغ روشن در آنكه چراغ روشن ما حول خود را روشن مى گرداند و هر كه چشم بينا دارد به آن روشنى مهتدى مىشود و از ظلمت بيرون مى آيد و راه را مى يابد آن حضرت نيز عالم را منور گردانيد بانوار وحى الهى و راه راست را بخلق نمود و حق را از باطل ممتاز گردانيد اصحاب بصيرت به آن انوار مهتدى گشته از ظلمات جهالت و ضلالت بيرون آمدند پس استعاره سراج از براى آن حضرت مستحسن باشد و اين استعاره لفظ محسوس است از براى معقول . صفت چهارم المنتخب من طينة الكرم و منتخب بخا اظهرست و مختار [ 28 آ ] و مصطفى و منتخب بيك معنى اند و مراد از طينت اصل است و كرم در اصل سخاست و مراد ازو درين مقام شرفست و حاصل معنى اينست كه خداى تبارك و تعالى انتخاب كردن آن حضرت را از اصلى كه آن اصل محل كرم و شرف بود و اين ظاهرست . صفت پنجم سلالة المجد الاقدم و اضافه سلاله بمجد بتقدير مضاف مىتواند بود يعنى سلالهء اهل مجد الاقدم يعنى آن حضرت نتيجه اهل بزرگى اقدم بود و مراد از اهل اصل آن حضرتست و مىتواند بود كه بر طريق مبالغه باشد يعنى اصل آن حضرت نفس مجد و بزرگى بود « يعنى آن حضرت نتيجه اصلى بود كه آن اصل نفس بزرگى بود » مجد را وصف كرد باقدم به جهت مبالغه و تاكيد يعنى مجد و بزرگى آن حضرت حادث و متجدد نيست و قديم نيز نيست بلكه اقدم است از همه بزرگيها .

هامش
( 1 ) سپه : سيم ( مثل موارد ديگر )
( 2 ) سپه ( و ) ندارد ولى در آيهء مباركه به او او است - قسمت آخر آيهء 46 سورهء احزاب
( 3 ) آستانه : مهتدى گشته و
( 4 ) سپه : از ظلمت
( 5 ) سپه : اطهرست
( 6 ) سپه ( و اضافه ) را ندارد ولى لازم است
( 7 ) ايضا سپه قسمت داخل گيومه را ندارد .
( 8 ) سپه : قدم