تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢

قس - و الصلاة على رسوله المصطفى نبى الرحمة و امام الائمة و سراج الامة المنتخب من طينة الكرم و سلالة المجد الاقدم و مغرس الفخار المعرق و فرع العلا المثمر المورق و على اهل بيته مصابيح الظلم و عصم الامم و منار الدين الواضحة و مثاقيل الفضل الراجحة صلى الله عليهم أجمعين صلاة تكون ازاء [ 26 ب ] لفضلهم و مكافاة لعملهم و كفاء لطيب فرعهم و اصلهم ما انار فجر ساطع و خوى نجم طالع . ج - و الصلاة به جر است زيرا كه عطف است به حمد و صلاة اگر منسوب به خدا باشد مراد ازو رحمت باشد ، و اگر مسند بملائكه باشد مراد ازو استغفار باشد و اگر مسند به مؤمنان باشد مراد ازو دعا خواهد بود پس او لفظ مشترك باشد در ميان سه معنى و بعضى گفته‌اند مشتركست ميان دو معنى از خدا رحمت است و از غير خدا طلب رحمت و اين قول مردودست زيرا كه معنى اول كه گفته شد مرويست از ابن عباس و او اعرف بود به لغت عرب ازين قايل . و منشا غلط اين قايل آنست كه قدر مشترك دو معنى را بجاى معنى نهاد و اين قياس است در لغت . نبى و رسول پيغمبر ، رحمة مهربانى و شفقت امام پيشوا ائمه جمع ، سراج به كسر سين چراغ ، امه جماعت ، منتخب بخاء يا بجيم خلاصه و برگزيده ، طينة گل و اصل چيز ، سلاله بضم سين آن چيزى كه او را از چيزى استنباط و استخراج كنند مثل انسان نسبت بنطفه ، مجد كرم و بزرگى ، اقدم پيشين . مغرس بغين معجمه و سين مهمله زمينى كه درخت نشانند درو ، فخار بكسر فا نازش ، معرق به عين مهمله و كسر راء و قاف كسى كه او را اصلى و عرضى باشد در كرم و بزرگى و مانند آن ، فرع شاخ درخت ، علا بلندى و بزرگى ، مثمر ميوه‌دار ، مورق برك دار ، مصابيح چراغها ظلم تاريكها ، عصم جمع عصمت و عصمة نگاه داشتن و عصمة الخلق آنست كه نگاه دارد و حمايت كند خلق را از اذاى ، منار علامت راه و محل نور واو لفظ مفردست در اصل اما

هامش
( 1 ) سپه : خداى ( ولى بعد : غير خدا بدون ى )
( 2 ) آستانه كلمه ( معنى ) را ندارد
( 3 ) منتجب و منتخب هر دو شكل خوانده مىشود و صحيح است . شارح در ترجمه توضيح داده است .
( 4 ) سپه : استخراج و استنباط
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 62 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى