صفت ششم مغرس الفخار المعرق استعاره كرد لفظ مغرس را كه در اصل زمين خوب را گويند كه در آنجا درخت نشانند از براى طبيعت و جبلت آن حضرت و وجه شبه آنست كه چنان كه زمين مذكور محل ظهور نبات و اشجار خوب حسن المنظر است طبيعت و جبلت آن حضرت نيز محل ظهور افتخار و آثار و ثمرات بى نظير است و وصف مغرس بمعرق ترشيح استعاره است زيرا كه چون جبلت آن حضرت را مغرس فخار گفته است اثبات عرق مناسبست اين استعاره را . صفت هفتم فرع العلاء المثمر المورق استعاره كرد لفظ فرع را كه در اصل شاخ درختيست كه متفرق شده باشد از آن درخت شاخهاى بسيار از براى نفس آن حضرت نظر به آن كه آن حضرت بحسب ظاهر از آباى خود متولد گشت چنان كه شاخ درخت مذكور از اصل درخت متولد مىشود و اشارت كرد به آن كه آباى آن حضرت صاحب علو و شرفند زيرا كه اضافت كرد فرع را بعلا و اضافت فرع بعلا همچو اضافت سلاله است بمجد و وصف فرع بمثمر مورق ترشيحست زيرا كه شاخ بى ميوه و بى برك ناقص است و حسن ندارد و اين كنايت است از شرف آن حضرت ص نظر بآباى آن حضرت و دليل بر اثبات اوصاف اربعه اخيره آنست كه حضرت رسالت پناه ص فرمود : لم يزل اللّه تعالى ينقلني من اصلاب الطاهرين الى ارحام المطهرات لم يدسني بدنس الجاهلية يعنى دايم حق سبحانه و تعالى نقل مى فرمود مرا از پشت پدران پاك بسوى رحمهاى مادران پاك و آلوده نساخت مرا بدنس و چرك و آلودگى جاهليت و كفى بذلك شرفا و كرما . ديگر آنكه آن حضرت ص از نسل بزرگوار حضرت إسماعيل بن ابراهيم ع بوده نبوت و رسالت و شرف و فضيلت و انواع مكارم و اصناف كمالات ايشان اظهر من الشمس است پس كسى كه از نسل ايشان باشد بالضروره متصف خواهد بود باوصاف اربعه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٦٦
هامش
( 1 ) سپه : مغرس الفجار المغر ( نمونهاى از اغلاط نسخه )
( 2 ) سپه ( نظر ) ندارد .
( 3 ) آستانه : بر ثبات