تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩

جواب : لازم نيست چنان كه ان كان الانسان ناطقا كان الفرس صاهلا ، چنين جواب گفته‌اند اما انصاف آنست كه جزائيت فانى كنت في عنفوان السن تا آخر نسبت بحملهء شرط كه تقدير مىكند نظر بمعنى اما ظاهر نيست الا به تاويل بعيد و اين [ 25 آ ] مخفى نيست نزد متامل صادق و در بحث اما هنوز سخنان باقيست اما از جهت خوف تطويل تعرض نرفت . مبحث دوم در بيان حمد بدانكه حمد عبارتست از وصف به جميل در مقابل فعل جميل به جهت تعظيم و تبجيل خواه در مقابل نعمت باشد يا نباشد . و بعضى فعل جميل را مقيد سازند به اختيارى و بعضى قيد جهت تعظيم را حذف كنند . و نيز گفته‌اند كه حمد عبارتست از فعلى كه مشعر باشد بر تعظيم منعم از آن جهت كه منعم است و شكر را نيز به اين معنى گفته‌اند . و نيز گفته‌اند كه شكر آنست كه بنده صرف كند هر چيزى را كه خداى تعالى به او داده است در آن چيزى كه خداى تعالى آن چيز را از براى آن آفريده به او داده و مدح عبارتست از وصف به جميل خواه در مقابل فعل اختيارى باشد و خواه نباشد و خواه آن ممدوح از اولى العقل باشد يا نباشد و در مبحث حمد و شكر و مدح سخنان بسيارست به اين قدر اكتفا نموده شد تا تطويل نشود . مبحث سيوم در بيان آنكه مستحق حمد بهر معنى كه باشد خداى تعالى است و غير او نيست به جهت آنكه هر كسى كه به كسى انعام مىكند يا نعمت مىدهد به جهت جلب نفع است يا دفع ضر و احسان و انعام چنين در حقيقت معامله است اگر چه در عرف احسان مى شمرند و چون خداى تعالى منزه است از طلب فايده خواه جلب نفع و خواه دفع ضر پس محسن و منعم حقيقه او باشد پس مستحق جميع اقسام حمد و شكر باشد و از اين جهت افتتاح خطبه بعد از بسمله بذكر حمد خدا كرد . و مى بايد دانست كه

هامش
( 1 ) سپه : تعرض بر آن نرفت
( 2 ) سپه : بحث
( 3 ) سپه : سيم ( رسم الخط )
( 4 ) شايد : حقيقيه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 59 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى