تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

و غلو و تعدى باشد مثل اعتقاد نصيريه كه حضرت امير المؤمنين ع را خدا اعتقاد دارند [ 114 ب ] و خواه تفريط و تقصير باشد مثل اعتقاد سنيه كه آن حضرت را بعد از حضرت رسالت پناه ص بلا فصل امام نمى دانند و مثل اعتقاد خوارج و نواصب كه به آن حضرت بغض و عداوت مى ورزند و از اينجاست كه حضرت امير المؤمنين ع فرموده است « هلك فى اثنان محب غال و مبغض قال » يعنى هلاك شدند در باره من دو طايفه يكى آن كه در محبت من غلو كند به مرتبه [ اى ] كه مرا به الوهيت و ربوبيت نسبت كند و ديگرى آن كه مرا ترك كند و به من بغض و عداوت ورزد . عليها ما فى الكتاب و آثار النبوة هر چه در كتاب خداست دليل و هادى است بر جاده شريعت از مقاصد الهيه و معارف حقيقيه و اعمال مرضيه و اوامر و نواهى و آثار النبوه و سنت پيغمبر نيز بر آن راه شريعت واقع است . و منها منفذ السنة و اليها مصير العاقبة معرفت روش حضرت پيغمبر ص از اين جاده شريعت ماخوذ است و از آنجا گرفته شد و مرجع و مصير عاقبت خلق بسوى راه شريعت باز مى گردد در امور دين و دنيا به جهت آن كه نظام خال خلق در امور معاش و معاشرت مى بايد كه به عدل و راستى باشد و اگر نه ظلم باشد و عدل و راستى از شرع ماخوذ است و انتظام حال ايشان در امور اخروى به معرفت و عبادت است و آن نيز از شريعت ماخوذ است پس مبدأ و مفاد هر دو به شريعت منوط و مربوط است . هلك مكن ادعى و خاب من افترى هلاك شد آن كه دعوى كرد نا اميد گشت آن كس كه افترا و بهتان بست بر كسى . و احتمال دارد كه اين كلام دعا باشد بر مدعى و مفترى يعنى هلاك باد كسى كه دعوى كند و نا اميد باد كسى كه افترا كند اما سبب

هامش
( 12 ) سپه : علو ( سهو القلم )
( 1 ) سپه : مثل اعتقاد نصيريه ( بدون اعراب ) باشد مثل اعتقاد سنيه - آستانه : يعنى سنيه
( 12 ) سپه : علو ( سهو القلم )
( 3 ) آستانه : كنند ( ولى دستكارى شده )
( 4 ) آستانه : از آن
( 5 ) آستانه : در شرع
( 6 ) سپه : آن كس كه