تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

خيبت و نا اميدى مفترى ظاهر است زيرا كه افترا نسبت دادن چيزى است بر كسى به غير حق بر سبيل دروغ . و ظاهر است كه دروغ حرام است و مرتكب حرام خاسر و خائب است در دنيا و آخرت سيما وقتى كه كذب او ظاهر شود چنان كه حق تعالى مى فرمايد : وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى يعنى بدرستى [ 115 آ ] كه نا اميد شد آن كسى كه افترا كرد بر كسى . و اما هلاك شدن مدعى كه دعوى وى باطل باشد نيز ظاهر است بر آن قياس كه گذشت و اگر دعوى آن كس حق باشد خالى از آن نباشد كه آن كس محتاج به آن دعوى باشد يا نباشد . « اگر محتاج باشد » آن دعوى مباح باشد بلا خلاف و اگر آن كس محتاج به آن دعوى نباشد نزد اهل حقيقت آن است كه آن مدعى نيز هالك است به جهت آنكه دعوى چنين دليل و عجب است و عجب از مهلكات است چنان كه روايتست از حضرت رسالت پناه ص كه فرمود « ثلاث مهلكات شح مطاع و هوى متبع و اعجاب المرء بنفسه » يعنى سه چيز هلاك مىكند آدمى را : يكى بخل نفس كه كسى مطيع آن باشد . دوم هواى نفس كه كسى تابع وى باشد . سيم خود پسندى . بعضى شارحان گفته‌اند كه مراد از اين كلام آنست كه هلاك شد آن كسى كه دعوى امامت كرد به غير حق و نا اميد گشت آن كس كه افترا كرد در دعوى امامت من ابدى صفحته للحق هلك عند جهلة الناس هر كه متصدى ظاهر گردانيد حق شود هلاك گردد نزد مردم و جاهل يعنى هر كه خواهد كه حق را ظاهر كند در ميان مردم و در صدد آن شود كه مردم را به حق بخواند و به سوى حق باز گرداند و در آن سعى نمايد و جد و جهد كند بالضروره چيزى چندى از زبان و جوارح وى ظاهر خواهد شد كه موافق طبع

هامش
( 7 ) آستانه : افترى ( رسم الخط )
( 8 ) آيه 61 سوره طه .
( 9 ) سپه : نا اميد است
( 10 ) آستانه عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 1 ) آستانه ( چنان كه ) را ندارد .
( 2 ) عبده ( عند جهلة الناس ) را ندارد .
( 3 ) آستانه : طبايع