تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

اماره اشتغال نمايند به فراغت خاطر بى دغدغه آمر و زاجر پس ايشان را از نعيم آخرت حظى و نصيبى نباشد به مقتضاى آيت كه گذشت . اما و الذى فلق الحبة و برأ النسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ اللّه على العلماء ان لا يقاروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لا لقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكاس اولها و لا لفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز . آگاه شويد به حق آن خداى كه دانه را مى شكافد و از وى درخت و گياه بيرون مى آورد و آدمى را ايجاد مىكند و جان به وى مىدهد كه اگر آن خلايق نزد من حاضر نمى شدند به جهت بيعت من و بر من حجت نمى بود بسبب وجود ناصر و عهد و پيمان نمى گرفت حق سبحانه و تعالى از علما كه ظالمان را از ظلم منع نمايند و مظلومان را از دست ايشان خلاص كنند ، هر آينه مى انداختم ريسمان خلافت را بر پشتش و به آخرش آن معامله مى كردم كه به اولش كردم و اين دنياى شما نزد من كمتر و سهلتر از عطسه بز بود . غرض حضرت ع ازين كلام آنست كه بيان فرمايد كه سر اعراض كردن از امر خلافت چه بود [ 94 آ ] در اوايل و سبب متصدى شدن و قيام نمودن به امور آن در آخر چه بود با آنكه خلافت حق آن حضرت ع بود اول و آخر نه حق ديگران و حاصل اين سخن آنست كه اگر چه خلافت حق من بود اما در اول مرتكب امر آن نشدم و در آخر متصدى آن شدم به جهت سه چيز : اول آنكه خلق بسيار هجوم كردند و به من بيعت كردند و به سوى هدايت و

هامش
( 11 ) نمودن به معنى كردن ، رك : تعليقات
( 12 ) در عبده وش 295 : الحاضر - در سپه هم ين را خط زده‌اند آستانه : الحاضرين
( 13 ) آستانه : لا بيعت مظلوم
( 14 ) آستانه وش 295 : عطفه
( 11 ) نمودن به معنى كردن ، رك : تعليقات
( 12 ) در عبده وش 295 : الحاضر - در سپه هم ين را خط زده‌اند آستانه : الحاضرين
( 13 ) آستانه : لا بيعت مظلوم
( 14 ) آستانه وش 295 : عطفه
( 5 ) آستانه : كه مرا
( 6 ) سپه : در اوائل چه بود