راضى شدم كه به من بيعت كنند و به من بيعت كردند و ارتكاب امر خلافت نمودم طايفهاى از ايشان عهد و بيعت مرا شكستند و اين اشارتست به طلحه و زبير و اتباع ايشان « زيرا كه ايشان » اول با حضرت امير المؤمنين ع [ 93 آ ] بيعت كرده بودند و بعد از آن بيعت را شكستند و با عايشه اتفاق كرده به بصره رفتند و جمع كثير از منافقان و مخالفان و اعداء اهل البيت تابع ايشان شدند . ايشان به آن لشكر از بصره بيرون رفتند به قصد محاربه امير المؤمنين ع چون خبر به حضرت امير المؤمنين ع رسيد اول به ايشان نصايح و مواعظ فرستاد ايشان متاثر نشدند بعد از آن لشكر ظفر پيكر برداشته از مدينه متوجه ايشان شد و دمار از ايشان بر آورد و طلحه و زبير را كشتند با جمعى از منافقان و مخالفان و اندكى از بقية السيف منهزم و متفرق شدند و عالم از دنس ايشان پاك گشت و اين جنگ را جنگ جمل مى گويند زيرا كه عايشه در آن جنگ بر شترى سوار شده بود در ميان هودج و قصه اين حرب مشهور است . و مرقت اخرى و طايفه ديگر از آنها كه با حضرت بيعت كرده بودند از دين بيرون رفتند چنان كه تير از كمان بيرون رود اين اشارتست به خوارج كه بعد از جنگ صفين از حضرت امير المؤمنين ع روگردان شدند و خارجى گشتند و به جانب نهروان رفتند . حضرت امير المؤمنين ع بعد از تقديم مواعظ و نصايح كه به ايشان فرستاد [ و ] درگير نشد با جمعى از لشكر منصور متوجه ايشان شد و روى زمين را از ايشان پاك گردانيد و اين جنگ را جنگ نهروان مى گويند . و فسق آخرون و يك طايفه ديگر فاسق شدند و از طريق دين و جاده
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٤٥
هامش
( 4 ) سپه ايضا : كردن
( 5 ) سپه عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 6 ) سپه : بيعت كردند
( 7 ) سپه : كثيران
( 8 ) ظ : با آن ( اگر چه در قديم به معنى با مى داده است . رك تعليقات )
( 9 ) آستانه : بيرون آمدند
( 10 ) سپه : كلمه ( منهزم ) را ندارد .
( 11 ) سپه : از فسق
( 12 ) سپه : گويند
( 13 ) آستانه : و اين
( 14 ) سپه : گويند
( 15 ) عبده : و قسط آخرون
( 16 ) سپه كلمه ( جاده ) را ندارد .