تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

نخوردم مثل اين تاسف كه حضرت امير المؤمنين ع اين كلام را به اتمام نرسانيد . شيخ ميثم بحرانى رحمة اللّه عليه نقل كرده از ابو الحسن كيدرى كه گفت من در بعضى كتب يافتم كه آن كتابتى كه آن مرد به حضرت امير المؤمنين ع داد در اثناى خطبه مشتمل بود بر سؤالى چند كه از حضرت ع جوابهاى آن سؤالات طلب كردند و حضرت ع آن سؤالها را جواب گفت : سؤال اول كدام جانور است كه از شكم جان دار ديگر بيرون آمد و در ميان ايشان نسبتى نبود . جواب آن حضرت : يونس پيغمبر است كه از شكم ماهى بيرون آمد و در ميان ايشان نسبتى نبود . سؤال دوم چيست آنكه اندك وى حلال است و بسيار [ 95 آ ] وى حرام . جواب : آن نهر طالوت است زيرا كه آشاميدن يك كف آب از آن نهر حلال است و زياده از آن حرام بود . و قصه نهر طالوت مجملا آنست كه در زمان بنى اسرائيل جبار كافرى پيدا شده بود نام وى جالوت تشويش و تفرقه بى حد از قتل و نهب و غارت آن كافر به بنى اسرائيل رسيد بعد از مدتى مديد بنى اسرائيل نزد پيغمبر خود رفتند و از جور و جفاى آن جبار ستم كار شكايت كردند و از آن پيغمبر التماس كردند كه از براى دفع او سپهسالارى تعيين كند تا لشكر بوى جمع شوند و به محاربه جالوت روند و شر او را دفع كنند آن پيغمبر براى ايشان سپهسارى تعيين كرد نام وى طالوت و حكم كرد كه لشكر بر سر طالوت جمع شوند و امير

هامش
( 17 ) آستانه كلمه ( اين ) را ندارد .
( 18 ) ايضا بحرانى را ندارد .
( 19 ) آستانه : كرد
( 20 ) سپه : كه آن كتابت را
( 21 ) سپه : چيست كه
( 22 ) آستانه ( از آن نهر ) را ندارد .
( 23 ) سپه : حلال بود و زياده از آن حرام
( 21 ) سپه : چيست كه
( 22 ) آستانه ( از آن نهر ) را ندارد .
( 23 ) سپه : حلال بود و زياده از آن حرام
( 4 ) سپه : بطالوت