تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

فصغى رجل منهم لضغنه پس چون جمع شدند و مشاورت مى كردند يك مرد از آن جماعت بسوى كينه خود ميل كرد . اين كلام اشارتست به سعد وقاص كه با امير المؤمنين ع كينه داشت . [ 91 آ ] و مال الاخر لصهره مع هن و هن و مرد ديگر از نيز آن جماعت بسوى خويشاوند خود ميل كرد به جهت خويشاوندى كه در ميان ايشان بود و غرضهاى ديگر نيز داشت . اين كلام اشارتست به عبد الرحمن عوف كه ميل داشت به عثمان زيرا كه خواهر زاده عثمان در خانه آن منافق بود و غرضهاى ديگر نيز داشت زيرا كه عبد الرحمن عوف حريص بود در جمع كردن مال و مى دانست كه چون امر خلافت به عثمان قرار گيرد فايده كلى بوى خواهد رسيد ازين ممر . الى ان قام ثالث القوم نافجا و حضنيه بين نثيله و معتلفه هر كسى از آن جماعت بجانبى ميل مى كردند و به هواى نفس خود گفت و گو مى كردند تا برخاست سيم آن جماعت هر دو پهلوى خود را پر باد كرده به طمع توقع و تنعم و توسع در اكل و شرب از بيت المال مسلمانان و امر خلافت را مرتكب شد و قبول كرد . اين كلام اشارتست به عثمان . و آنكه فرمود « نافجا حضنيه » يعنى پهلوهاى خود را پر باد كرده بود اشارتست به دو چيز : يكى آنكه او متكبر بود و خود را پر باد مى كرد از تكبر . دوم ، آنكه او مايل بود به تنعم و توسع در اكل و شرب

هامش
( 15 ) آستانه : مرد آن جماعت
( 16 ) آستانه : و غرضها ديگر داشت
( 17 ) سپه ( عوف ) را ندارد .
( 18 ) سپه : خواهر مادرى
( 1 ) سپه ( نيز ) ندارد .
( 2 ) آستانه : و وى مى دانست
( 3 ) در هر دو نسخه : نافخا ، از روى عبده و نهج البلاغه مورخ 670 آستانه تصحيح شد .
( 4 ) سپه : انجماعت ( رسم الخط )
( 15 ) آستانه : مرد آن جماعت
( 16 ) آستانه : و غرضها ديگر داشت
( 17 ) سپه ( عوف ) را ندارد .
( 18 ) سپه : خواهر مادرى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 240 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى