گفت بيعت مى كنم به تو به شرط آنكه عمل كنى با ما به كتاب خدا و سنت رسول خدا و روش ابو بكر و عمر امير المؤمنين ع فرمود كه با شما عمل كنم به كتاب خدا و سنت رسول خدا ص نه به روش ابو بكر و عمر . پس عبد الرحمن دست امير المؤمنين ع را گذاشت و دست عثمان را گرفت و همين سخن گفت . عثمان قبول كرد باز اين سخن را با امير المؤمنين ع گفت امير المؤمنين ع قبول نكرد و به عثمان گفت قبول كرد و القصه سه بار به امير المؤمنين ع گفت قبول نكرد و به عثمان گفت قبول كرد پس بعد از سه نوبت به عثمان گفت كه خلافت از آن تست و به وى بيعت كرد و همه آن قوم غير از امير المؤمنين ع به وى بيعت كردند و امير المؤمنين ع را گذاشتند . فياللهّ و للشورى متى اعترض الريب فى مع الاول منهم حتى صرت الان اقرن الى هذه النظائر از براى خدا تعجب كنيد از كار عمر كه كار خلافت را بمشورت انداخت و بازيچه كسان حواله كرد و بازيچه كسان را قرين من ساخت آيا اولين ايشان كه ابو بكر است و به زعم ايشان افضل و اكمل است ازينها چه نسبت داشت به من در فضل تا آنكه امثال اينها قرين من باشند . لكنى اسففت اذ اسفوا و طرت اذ طاروا اگر چه عمر در همه كارها غلط ورزيد سيما كه كار خلافت را به مشاورت انداخت در ميان اين چنين كسان . اما هر نوع كه ايشان مى پريدند من نيز با ايشان پريدم اين كلام اشارتست « به آن كه آن حضرت امتناع نكرد از مشورت در كار خلافت بلكه آن حضرت در آن » مشاورت و محاورت حاضر بود تا حجت بر وى لازم نيايد .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٣٩
هامش
( 1 ) آستانه : كنم
( 2 ) سپه : تو است ( رسم الخط )
( 3 ) آستانه ( آن ) را ندارد .
( 4 ) آستانه : الاولى
( 5 ) عبده وش 295 ( الان ) را ندارد .
( 6 ) سپه : ازين كار
( 7 ) سپه : با مشاورت
( 8 ) آستانه : اما اولين شان
( 9 ) آستانه : و اگر چه
( 10 ) سپه : سيما درين كار كه
( 11 ) سپه : پريدند
( 12 ) آستانه : و اين كلام
( 13 ) عبارت داخل گيومه را نسخه آستانه ندارد .
( 14 ) آستانه : بودن