تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦

و اعذار وى بى شمار يعنى درشتى بسيار مى كرد در احكام و زود در غضب مى شد و چون ايرادى بر وى متوجه مى شد عذر چند مى گفت تا بپوشاند و مردم ندانند كه او حكم كرد [ 89 ب ] فصاحبها كراكب الصعبة ان اشنق لها خرم و ان اسلس لها تقحم پس كسى كه در زمان آن درشت طبيعت واقع شود و مطلع گشته مانند آن كسى است كه سوار باشد بر اشتر سركش كه هنوز « بر بار و سوارى » نياموخته باشد . اگر آن كس مهار آن اشتر را باز پس كشد به قوت تا آن اشتر را به راه راست آرد آن اشتر نيز زور كند و باز نگردد پس بينى آن اشتر دريده شود و فساد زياد شود و اگر مهار آن اشتر را بوى باز گذارد تا هر جا كه خواهد رود ، سر به كوه و بيابان و مهالك نهد و آن كس را هلاك كند . غرض حضرت ع آنست حال من نيز نسبت به عمر اين مثابه است كه اگر آن را منع كنم و خواهم كه او را باز گردانم عناد كند و سر به فتنها نهد و فساد زياده شود پس نقيض مدعى لازم آيد و اگر او را به حال خود گذارم مردمان را ناراحت كند . فمنى الناس لعمر اللّه بخبط و شماس و تلون و اعتراض به حق خدايى خدا كه مردمان مبتلى گشتند به انواع محنتها و بلاها ، امور ايشان مخبط

هامش
( 1 ) سپه : مى ساختند
( 2 ) سپه : عذرى
( 3 ) آستانه : چه كرد
( 4 ) سپه : واقع شده باشد
( 5 ) سپه : سركشى
( 6 ) سپه : عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 7 ) سپه : اگر آن كس مهار آن شتر را به راه راست براند آن شتر نيز
( 8 ) آستانه ( و ) ندارد ولى لازم است .
( 9 ) سپه : باز گذارند
( 10 ) ايضا آستانه ( و ) ندارد .
( 11 ) سپه : آن حضرت
( 12 ) سپه : درشت كردار
( 13 ) فتنه‌ها ( رسم الخط )
( 14 ) سپه اضافه دارد : و منكرات ( ولى بعد عبارت مغشوش شده است )
( 15 ) آستانه : به حال او
( 16 ) سپه : به حق خداى
( 17 ) سپه : مبتلا ( رسم الخط )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 236 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى