تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

را برادرى بود جابر نام . القصه ، اعشى شاعر به يمامه رفت نزد حيان و نديم وى گشت و حيان در باره وى التفات بسيار كرد و او را بخشش بى نهايت كرد و غنى گردانيد و اعشى در مدح حيان قصايد و ابيات مى گفت از جمله آن اين بيت است كه حضرت ع مثل زد به اين بيت و حاصل معنى اين بيت آنست كه چون اعشى آن مشقت و محنت كه در باديه مى كشيد ياد كرد و اين نعمت و رفاهيت را كه در منادمت حيان به او رسيد تامل كرد و گفت بسيار دور است ما بين آن روز كه در باديه بر اشتر بالانى سوار شده در آفتاب مى گرديدم و اين روز كه مستغرق نعمت و رفاه هستيم نزد حيان كه برادر جابر است . شيخ ميثم بحرانى رحمة اللّه عليه در شرح خود آورده كه غرض حضرت ع ازين تمثيل آنست كه فرق بسيار است ميان آن روز كه رفاهيت و نعمت و شرف صحبت حضرت رسالت پناه ص ميسر بود و منافع و فوايد بسيار از علوم و معارف و كمالات و هدايت خلق و ثواب اخروى بسبب شرف صحبت آن حضرت حاصل مى شد و ميان اين روز كه محنت و مشقت و شدت بى نهايت متوجه شد و مردم در ضلالت افتادند و صاحب حق از حق خود ممنوع گشت [ 89 آ ] و بر بلاها و محنتها صبر مى بايد كرد . فيا عجبا بينا هو يستقيلها فى حياته اذ عقدها لاخر بعد وفاته زهى عجب كه ابو بكر در حال زندگى خود طلب اقاله مى كرد و مى گفت كه بيعت مرا باطل كنيد و مرا از خلافت عزل نمائيد چنان كه به تواتر رسيد كه او گفت « اقيلونى فلست بخيركم

هامش
( 13 ) سپه : محنت را
( 14 ) سپه كلمه ( نعمت ) را ندارد .
( 15 ) كذا ظاهرا : هستم
( 1 ) سپه : در شرح خود گفت
( 2 ) سپه : ازين تمثيل شرف صحبت حضرت رسالة ص ميسر بود ( فقط ) - آستانه : درين تمثيل
( 13 ) سپه : محنت را
( 14 ) سپه كلمه ( نعمت ) را ندارد .
( 15 ) كذا ظاهرا : هستم
( 6 ) سپه ، ايضا : كنند
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 234 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى