مؤمنى كه حق را در آن حالت از هم مى ريزد متلاشى مى گردد و جوان صغير السن پير مى گردد و هر مؤمنى كه حق را » در آن مدت و بر آن حالت از دست خود رها نكند چندانى مشقت بوى راه يابد به جهت محافظت حق كه بميرد پس در شدت چنين و مشقت به اين نوع كسى چون صبر كند . فرأيت ان الصبر على هاتا احجى پس بعد از آنكه تفكر و تامل كردم در ميان محاربه و صبر ديدم كه صبر انسب و اولى است . و جهت اولويت صبر آنست كه چون غرض آن حضرت اقامت دين قويم و اجراى احكام شرع بر قانون مستقيم بود پس اگر محاربه مى كرد احتمال داشت كه همه آنها كه با ابو بكر بيعت كردند كشته مى شدند و باقى ديگر فرار مى نمودند و در بوادى و برارى و بلاد شرك با مشركان و كفار ملحق مى شدند چنان كه رسم و عادتست در ميان اين طايفه پس مشركان هجوم مى كردند و فتن و حروب زياده مى شد و اسلام بر طرف مى گشت يا در غايت ضعف مى شد زيرا كه آن زمان اوايل اسلام بود و هنوز اسلام در دلهاى ايشان مستحكم نشده بود پس غرض از مطالبه و محاربه كه رونق دين و انتشار اسلام بود فوت مى شد . اما صبر اگر چه مشتمل بود بر شدت و مشقت به جهت اختلال دين و وقوع ضلالت و گمراهى مردم ولى اميد آن بود كه بعد از مدتى بر بعضى از ايشان حق ظاهر شود به دلايل و مواعظ و نصايح و از آن ضلالت باز گردند و نيز اميد بود كه بعد از مدتى از ايشان اولاد حاصل شود كه مطيع و منقاد حق گردند و امر محاربه بعد از آن متلافى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٣١
هامش
( 13 ) آستانه عبارت داخل گيومه را ندارد و متن نسخه سپهسالار روشن نيست .
( 14 ) سپه : و هر مؤمنى كه حق را در آن حالت
( 15 ) آستانه : ديدم كه نسبت
( 16 ) سپه : پس غرض فوت شد و اگر همه كشته نمى شدند اكثر آن كشته مى شدند و باقى ديگر فرار مى نمودند در . . .
( 1 ) سپه : مى شد ( تكرار فعل )
( 2 ) آستانه : اگر مشتمل
( 13 ) آستانه عبارت داخل گيومه را ندارد و متن نسخه سپهسالار روشن نيست .
( 14 ) سپه : و هر مؤمنى كه حق را در آن حالت
( 15 ) آستانه : ديدم كه نسبت