تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠

اين كلام كنايت است از اعراض و عدم مبالغه در طلب خلافت . يعنى چون ديدم كه قوم از حق برگشتند و باطل را اختيار كردند ايشان را به حال خود گذاشتم و اعراض كردم از مطالبه آن . و طويت عنها كشحا و در نورديدم و نهى كردم پهلوى خود را از آن خلافت . اين سخن نيز كنايت است از ترك آن خلافت و طفقت ارتاى بين ان اصول بيد جذاء او اصبر على طخية عميا و متفكر و متامل شدم در ميان آن كه حرب كنم با آنها كه حق مرا غصب كردند يا صبر كنم ، هر دو مشكل مى نمود « اما حرب به جهت آن مشكل مى نمود » كه دست من بريده بود يعنى هيچ ناصرى و معينى نداشتم و هيچ كس از قوم به من اتفاق نكردند بلكه همه نفاق كردند و در بيعت شدند مگر اندكى . پس اگر حرب مى كردم به اين حال با ايشان همه ايشان را مى بايست كشت . و اگر همه ايشان را مى كشتم خوف بود كه اسلام نماند و كلمه طيبه « لا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه » از ميان اكثر خلق بر طرف شود و كفار مستولى گردند زيرا كه هنوز اوايل اسلام بود . و اما صبر به جهت آن مشكل مى نمود كه حق از ميان بيرون مى رفت و احوال مردم مخبط و پريشان گشت و همه در ظلمت و تاريكى و كورى ضلالت و جهالت افتادند و صبر كردن بر ابتلا و محنت چنين در غايت دشوارى است [ 87 ب ] . يهرم فيها الكبير و يشيب فيها الصغير و يكدح فيها مؤمن حتى يلقى ربه اشارتست به دشوارى صبر بر آن حالت و طول آن مدت و حاصلش آن است كه صبر كردن بر آن حالت به جهت آن مشكل است كه پير كبير السن « پير مى گردد و هر

هامش
( 1 ) سپه : به حال ايشان
( 2 ) آستانه : در نور ديدم ( بدون واو )
( 3 ) عبده : ارتى
( 4 ) سپه : و هر دو
( 5 ) سپه عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 6 ) سپه : يعنى كه هيچ
( 7 ) سپه : اتفاق نكرده‌اند بلكه همه اتفاق كرده‌اند در بيعت
( 8 ) سپه : اكثر مردم
( 9 ) سپه : بجهة ( رسم الخط )
( 10 ) سپه : رفت
( 11 ) سپه : كردند
( 12 ) آستانه : يلقى اللهّ - در سپه هم اول اللهّ بوده بعد خط زده ربه كرده‌اند : ربه - صح ( تصحيح ) - در عبده و ش 295 ( ربه ) است .
( 13 ) سپه : بجهة ( رسم الخط )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 230 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى