مثل اصحاب جمل كه طلحه و زبيرند و ساير لشكر عايشه و ايشان را ناكثين خوانند و مثل معاويه و اصحاب وى كه ايشان را قاسطين گويند و مثل خوارج نهروان كه ايشان را مارقين خوانند و مانند ايشان لعنة اللّه عليهم أجمعين زيرا كه همه اينها موصوفند به آن صفت كه حضرت ع در اين كلام بيان فرمود .
قص - لا يقاس بآل محمد عليهم السلام من هذه الامة احد و لا يسوى بهم من جرت نعمتهم عليه ابدا . ج - مى فرمايد كه قياس نتوان كرد به آل حضرت پيغمبر ص « ازين امت هيچ كس را و برابر آل محمد ص » نتوان كرد كسى كه نعمت دين و اسلام و شرف ايمان و فضيلت شريعت و هدايت از آل محمد ع بوى رسيده باشد زيرا كه هر عاقلى حكم مىكند كسى كه علم و فضيلت به ديگرى آموخته باشد البته آن معلم افضل است از آن متعلم و هر كه نعمتى به ديگرى افاضه كرده باشد البته آن منعم اكمل از آن ديگرى است . در روايت آمده كه « اليد العليا خير من يد السفلى » يعنى دست بالا كه دست منعم است بهتر است از دست زير كه دست گيرنده است و مقرر است كه هيچ كس غير از حضرت رسالت پناه ص در ولايت و حكمت و معرفت و علم و حلم و زهد و ورع و ساير فضايل و كمالات نفسانى به حضرت امير المؤمنين و ساير اهل البيت از ائمه معصومين صلوات اللّه عليهم أجمعين نرسيد و نعمت اسلام و ايمان از ايشان به ديگران رسيد چنان كه حضرت رسالت پناه ص فرمود كه « انا مدينة العلم و على بابها » يعنى من شهر علمم و على ع در آن شهر است پس بچه مناسبت و بكدام [ 86 آ ] مشابهت كسى را به آل رسول ص قياس توان كرد چه جاى آنكه برابر توان شمرد .