مى فرمايد كه آن فتنها چنان فتنها بود كه مردمان در زير دست و پاى آن فتنها مانده بودند و پايمال آن فتنها شدند چنان كه كسى در زير دست و پاى چهار پايان بماند و پايمال ايشان شود و آن فتنها بر سر سمهاى خود استاده بود يعنى آن فتنها قوى و مستحكم و متمكن شده بود در طبايع مردم پس مردم در آن فتنها سرگردان و حيران بودند و جاهل و گمراه مانده بودند و متاثر شده بودند از آن فتنه و در پى آن فتنه مى رفتند ، و آن مردمان در زمان آن فتنها در بهترين سراى بودند و همسايهاى ايشان بدترين همسايه بودند . اگر مقصود حضرت ع ازين كلام بيان حال بعثت حضرت رسول ص است پس مراد از خير دار ، مكه است زيرا كه حضرت پيغمبر ص آنجا مبعوث شد و موطن آن حضرت آنجا بود و مردمان وى آنجا بودند و مراد از شر جيران ، قريش است به جهت آنكه همسايهاى حضرت ع و حضرت رسالت پناه ص ايشان بودند و مراد از فتنها ، فتنهاى مشركان مكه و قريش است . و اگر غرض حضرت ع ازين سخنان بيان حال زمان خود است پس ظاهر آنست كه مراد از خير دار ، كوفه باشد زيرا كه مسكن حضرت امير المؤمنين ع بود و مراد از شر جيران ، اهل عراق باشد از آنها كه حضرت امير المؤمنين ع ايشان را دعوت مى كرد به حق و ايشان امتثال نمى كردند و منقاد و مطيع نمى شدند و ايشان را به جنگ معاويه مى خواند و ايشان امتناع مى كردند و در تابستان گرما را بهانه مى ساختند و در زمستان سرما را چنان كه در كلام حضرت ع مذكور است و احتمال دارد كه مراد از شر جيران ، معاويه و اصحاب وى باشند لعنهم اللّه و
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٢٣
هامش
( 8 ) فتنهها ( رسم الخط )
( 9 ) آستانه ( مانده ) را ندارد - سپه : مانده بود
( 10 ) سپه : شده از آن
( 11 ) سپه : همسايها
( 12 ) سپه : بجهة ( رسم الخط )
( 13 ) سپه : حضرت ص ايشان
( 14 ) سپه ( بودند ) را ندارد .
( 15 ) سپه ( و قريش ) را ندارد .
( 11 ) سپه : همسايها
( 12 ) سپه : بجهة ( رسم الخط )