تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

بهر تقدير مراد از فتنها ، فتنهاى اهل شام است يعنى معاويه و لشكر وى لعنة اللّه عليهم .

قص - نومهم سهور و كحلهم دموع ج - سهور بى خوابى . مى فرمايد كه مردمانى كه در آن فتنها بودند خواب ايشان بى خوابى بود و سرمه چشمان ، اشك ايشان بود يعنى بجاى خواب ، بيدارى مى كشيدند در فكر و خيال قتال و جدال و تدبير آن و به جهت خوف كشته شدن و مانند اينها و بجاى سرمه كه در چشم مى كشند ايشان اشك [ 85 آ ] مى ريختند در ماتم كشتهاى خود .

قص - بارض عالمها ملجم و جاهلها مكرم ج - مى فرمايد كه آن فتنها در جاى واقع شده بود كه عالم در آن زمين ساكت و نهان بود و اظهار علم و معرفت خود نمى توانست كرد و كسى به قول وى و به امر و نهى وى عمل نمى كرد و جاهل در آن زمين معزز و مكرم بود و مراد از آن زمين ، مكه است يا شام يا كوفه چنان كه گذشت . قس - و منها يعنى آل النبي ص ج - يعنى بعضى ازين خطبه اين كلام است كه مذكور خواهد شد و اين كلام در مدح آل محمد است صلوات اللّه عليهم .

قص - هم موضع سره و لجا امره و عيبة علمه و موئل حكمه و كهوف كتبه و جبال دينه بهم اقام انحناء ظهره و اذهب ارتعاد فرائصه .

هامش
( 3 ) سپه : لعنهم اللهّ
( 4 ) عبده : سهاد
( 5 ) آستانه : مردمان در آن
( 6 ) سپه : چشم ايشان اشك ايشان
( 7 ) آستانه كلمه ( يعنى ) را ندارد .
( 8 ) سپه : بجهة ( رسم الخط )
( 9 ) آستانه : مى كشيدند
( 10 ) كشته‌ها ( رسم الخط )
( 11 ) فقط درش 295 به تخفيف بر وزن رستم
( 12 ) كذا در عبده وش 295 - در هر دو نسخه كتاب آملى : و منها يعنى به آل النبي محمد ص
( 13 ) عبده ( هم ) ندارد .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 224 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى