معالم نشانها . درست و عفت ناپديد شد . شرك راههاى بزرگ . مناهل منزلها كه در آنجا آب باشد . مى فرمايد كه هدايت و راه راست در آن فتنها ساقط شده بود در ميان مردم و كسى او را ياد نمى كرد و نمى دانست و ضلالت و جهالت عام شده بود و به همه كس رسيده و مردم به معصيت « حق سبحانه و تعالى » مشغول بودند و شيطان را نصرت مى دادند و ايمان مخذول و متروك مانده بود بمرتبهاى كه منهدم گرديده بود و ستونهاى وى مجهول شده بود و نشانهاى وى و ناپديد گشته بود راههاى وى . اطاعت كردند مردمان در آن محنتها شيطان را پس در كوچهاى وى رفتند و از آبهاى وى آشاميدند يعنى در هر كوچه كه شيطان ايشان را در آن كوچه راند همچون خران روان در آن كوچه رفتند و ابا نكردند خواه در كوچه كفر و شرك و ضلالت و خواه در كوچه فسق و فجور و ظلم و معصيت و هر چه ابليس ايشان را به آن دلالت كرد و از ايشان طلبيد مطيع وى شدند و آن مطلوب وى را بجاى آوردند پس به آن مردمان علمهاى ابليس منتشر گشت در عالم و به آن مردمان بر پاى شد رايت ضلالت وى زيرا كه لشكر شيطان ايشان بودند .
قص - فى فتن داستهم باخفافها وطئتهم باظلافها و قامت على سنابكها فهم فيها تائهون حائرون جاهلون مفتونون فى خير دار و شرجيران . ج - دوس پامال كردن . اخفاف پايهاى شتر و مانند آن . اظلاف پايهاى [ 84 ب ] گاو و مانند آن . سنابك سيرسمها . مفتون آن كه فتنه در وى كار كرده باشد و در پى آن رفته باشد .